زيرساز همهء آنها سيستم فكرى جهان بينى اوست .
2 . همانطور كه در فرد پندار مقدم بر عمل و رفتار است و هر رفتارى ناشى از نوعى پندار است ، در يك ايدئولوژى - كه مجموعه اى هماهنگ و منظم از يك مكتب است - ساير سيستمهاى فكرى ناشى از سيستم جهان بينى است ، زيرا همهء سيستمهاى فكرى ديگر مربوط به رفتار است جز اين يكى كه صرفاً نظر و استنباط و بينش است ، نظير اصول عقايد نسبت به اخلاق و احكام از نظر علماى اسلام . و هم مىتوان گفت كه جهان بينى انديشه هاى نظرى است و ساير سيستمهاى فكرى انديشه هاى عملى .
3 . در جامعهء انسانى كه همواره ميدان نبرد است ، انواعى از نيروها وجود دارد و به قول مولوى :
اين جهان جنگ است چو كل بنگرى
ذره ذره همچو دين با كافرى
جنگ طبعى ، جنگ فعلى ، جنگ قول
در ميان جزءها حربى است هول
اين جنگها انواعى دارد و موضوع تنازع نيز مختلف است و حتى نمىتوان گفت - بر خلاف ادعاى ماركسيستها - كه در نهايت امر ، موضوعات تنازع همه به يك ريشه برمىگردد . گاهى جنگها نظامى است و گاهى اقتصادى است و گاهى عصبى و تبليغاتى و گاهى اعتقادى ، و موضوع همهء اينها و مابه التنازعها گاهى سيادت و اقناع حس برترى طلبى است و گاهى مسائل اقتصادى و گاهى مسائل اعتقادى و مسلكى اعم از مذهبى و غيرمذهبى .
4 . ر . ك : ورقه هاى « جهان بينى ، جامعه » . آيا ريشهء همهء جنگهاى جهان مادى است ، يعنى آيا همهء جنگها براى تصاحب مواد عالم است و براى چيزهايى است كه اقتصادى است - البته به معنى اعم يعنى چيزهايى كه با پول تقويم مىشود و قابل مبادله است - يا برخى جنگها جنبهء معنوى يعنى غيرمادى دارد ، مثل نفس سيادت و تفوّق و اختيار ، و يا عقايد مسلكى و مذهبى و برقرارى نظامهاى مطلوب و