تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
و اينكه چگونه دين طرز تلقى انسان را از خلقت و جهان تغيير مىدهد ، تلقى را از نوع استقبال و قبول و ايمان به نظامات جهان قرار مىدهد . ايمان امرى استثنايى و بر خلاف همهء قوانين خشك و سرد جهان نيست ، بلكه كشفى است از واقعيت هستى بر خلاف آنچه در برخى نحله هاى امروزى اگزيستانسياليستى و نهيليستى ديده مىشود كه مىخواهند در انسان ايمان و خوشبينى بيافرينند منهاى جهان ، كه صددرصد جنبهء ايده آليستى پيدا مىكند ، بر خلاف ايمان مذهبى كه جنبهء رئاليستى دارد و انسان را به جهان متصل مىكند . ايمان اگزيستانسياليستى و بدبينانه به جهان و خوشبينانه به انسان ، انسان را از جهان جدا و تنها مىكند و مىخواهد همه چيز را در انسانِ جداشده و غريب افتاده از جهان بسازد كه امرى محال است ، ولى ايمان مذهبى انسان را خويشاوند جهان مىسازد و كمال انسانى را در تشبّه به جهان مىداند و در اتصال به جهان نه در انفصال و بريدن از جهان .

يادداشت جهان بينى اسلامى

1 . جهان بينى ( 1 ) در هر مكتب و هر ايدئولوژى زيرساز فكرى و فلسفى اوست كه نوع ديد آن را نسبت به جهان و هستى مشخص مىكند و به زندگى و انسان معنى و هدف و ارزش مخصوص مىدهد . قدرت اجرايى هر مكتب از نظر ايده ها و هدفهاى وى بستگى دارد به نوع جهان بينى آن مكتب . هر مكتب و از آن جمله اسلام داراى يك سيستم فكرى اخلاقى و يك سيستم فكرى اقتصادى و يك سيستم فكرى سياسى و يك سيستم فكرى قضايى و يك سيستم فكرى اجتماعى است ، ولى
هامش
( 1 ) مقدمهء بحث اينكه هر فردى طبعاً نوعى ديد نسبت به جهان و توجيه و تفسير جهان دارد .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357 | مرتضى مطهرى