تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
معدوم مىشود يا نه ؟ آيا اعادهء معدوم ممكن است يا محال ؟ آيا عالم و تاريخ عيناً پس از مدتى طولانى موبه مو از سر گرفته مىشود و تكرار مىشود ؟ آيا جهان از اصلى پديد آمده و به همان اصل برمىگردد ؟ آيا وحدت بر هستى حاكم است يا كثرت ؟ آيا آنچه هست بود است يا شدن است ؟ آيا اشياء منقسم مىشوند به جوهر و عرض ؟ انقسام به واجب و ممكن چطور ؟ آيا عالمى غير از عالم ماده و زمان و مكان وجود دارد يا ندارد ؟ آيا انسان داراى روح مجرّد باقى است يا نه ؟ و . . . اينها در عين اينكه در عمل به كار آيد ، به آن سنخ نيست . اگر بگوييم جهان بينى موضع انسان را در جهان مشخص مىكند ، در انتخاب راهى كه بايد پيش بگيرد يارى مىكند ، نوع عكس العمل ما را دربارهء خود و جهان و جامعه تعيين مىكند ، خود ما را دگرگون مىكند و روى شخصيت ما اثر مىگذارد ، بلكه دو جهان بينى و دوگونه انسان مىسازد ، رسالت و مسؤوليت ما را معين مىكند كه داريم يا نداريم ، به ما جهت يا بى مىدهد ، سخن درستى گفته‌ايم به خلاف اينكه بگوييم كه مقدمهء به كاربستن است ، آنچنان كه در شناخت علمى تجربى چنين است . 86 . منابع شناسايى از نظر قرآن ( رجوع شود به سخنرانيهاى « سيرهء نبوى » در مسجد جامع در سال 1354 ) : الف . حس و طبيعت ب . تعقل و تفكر ج . قلب و الهام د . تاريخ و جريان جهان ه . نقل و كتاب ، معلومات ديگران يا تعلم 87 . براى اين كه نتيجهء عملى گرفتن براى معيار واقع شدن كافى نيست ، رجوع شود به جهان بينى علمى راسل ص 50 . 88 . براى اين كه اطلاع ما از ماده حتى ، غيرمستقيم است ، رجوع شود به جهان بينى علمى راسل ص 55 ( مثال خورشيد ) و ص 58 و 60 .