ص 314 - 315 .
12 . آيا جملهء « * ( امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لااله الَّا الله محمد رسول الله ، فمن قالها عصم منى ماله و دمه الَّا بحقها و حسابهم على الله ) * » و همچنين آيهء « * ( قاتلوا الذين لايؤمنون با لله و لا باليوم الاخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لايدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب ) * » ( و بلكه همچنين آيهء : * ( فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم ) * ) بعد ظهور غدرها و روشن شدن اينكه عهد و پيمانها به صورت سنگرى براى دشمن درآمده است كه تهيهء عِدّه و عُدّه كند ، وارد شده است ؟ رجوع شود به حقايق الاسلام عقاد ، صفحات 320 - 323 .
ايضاً رجوع شود به عبقرية محمد ، عقاد .
13 . رجوع شود به كتب حقوق راجع به اولين مواد قانون جنگ و صلح در قرن 17 و به قوانين جنگ و صلح در يونان و روم و اروپاى قرون وسطى و در ايران قديم . آيا اساساً يك قانون بين المللى قبل از اسلام وجود داشته است يا نه ؟ و آيا از وجههء الهام اخلاقى كسى به اصول اخلاقى غير از مسلمين عمل كرده است ؟
14 . راجع به امان ، استيمان ، مهادنه ، موادعه ، صلح ، رجوع شود به حقايق الاسلام ، صفحات 316 - 318 ، مخصوصاً راجع به هدنهء حديبيه و صلح بيت المقدس .
جهاد ، جنگ و صلح در اسلام
رجوع شود به كتاب الاسلام عقيدة و شريعة شيخ شلتوت ، صفحات 472 - 479 ، بحث بسيار متوسطى است .
ايضاً حقايق الاسلام عباس عقاد ، صفحات 299 - 332 ، بحث نسبتاً بهترى است .