تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
حلقومشان خارج شود ، حال مفهوم و مضمون آن چه باشد براى آنها فرق نداشت . برخى از شورشيان حرفى براى گفتن و شعارى براى نوشتن نداشتند ولى عطش گفتن و نوشتن آنها را آزار مىداد . بالأخره بايد چيزى گفت ، چيزى نوشت ولو آنكه آدم با خط درشت روى ديوار دانشكدهء هنرهاى زيبا بنويسد : « ديگر دودوتا چهار تا نمىشود . . . » آن هم مظهر عصيان و انقلاب نسل جوان . » خود سرمقالهء اطلاعات مىنويسد : « اين فرياد به گوش اروپاى بعد از جنگ تازگى ندارد . اين همان فرياد عصيانگرانه اى است كه زمانى در زيرزمينهاى محلهء « سن ژرمن » پاريس از حلقوم اگزيستانسياليسته ، گاهى در خيابانهاى پايين لندن از دهان بيت نيكها ، بعدها در اروپاى غربى از بلوز نوارها و بالأخره همين اواخر از هيپىها و دهها دسته و فرقهء مشابه شنيده شده است . اين فرياد سنت شكنانه را مكرر در تابلوهاى نقاشى و قطعات شعر و موسيقى مدرن ديده و شنيده‌ايم . تازگى حوادث پاريس فقط از اين جهت بود كه فرياد عصيان و شورش و سنت شكنى در يك قالب سياسى و در فضايى وسيع منعكس مىشد و سخت روى زندگى مردم اثر گذاشت . . . »

نسل جوان يا نسل جديد

1 . يك حالت عصيان در نسل جوان هست در مقابل حالت تسليم نسل قديم و كهنه ، و اينكه اين عصيان تا چه اندازه بجاست . پيغمبران از حالت عصيان مردم استفاده مىكردند و اين عصيان را در نسل جوان به وجود مىآوردند . * ( فما امن لموسى الَّا ذرية من قومه .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 294 | مرتضى مطهرى