2 . بعضى از خطبا و وعاظ هنرشان فقط دهن كجى به نسل جوان است چون قادر به حل مشكلات اينها نيستند ، دهان كجى مىكنند .
3 . بدون شك يك حالت دهشت و خودباختگى در نسل جديد نسبت به تمدن اروپايى هست كه هرچه از اروپاست مىپسندند و حالت تسليم بلاشرط دارند ، جنبهء بله قربان دارند ، به قول دكتر صناعى : مسجد شاه اصفهان را هم تا اروپاييها تصديق نكنند اينها شاهكار معمارى نمىشناسند ، همچنين نوابغ و شخصيتهاى ادبى و علمى و فلسفى گذشتهء ما .
4 . بهتر است « نسل جديد » بگوييم ، چون مربوط به سن و سال نيست . بعضى در سن كماند مثل بعضى از طلَّاب قديم و جزء نسل قديمند ، و بعضى پيرمردند و در طبقهء نسل جديدند و لهذا ما عنوان « نسل جديد » را انتخاب كرديم نه عنوان « جوانها » .
5 . در نسل جديد انديشه هاى نو و ايده آلهاى نو و ادراكات و احساسات نو هست . در نسل جوان توجه به طرد تسلطهاى سياسى و اقتصادى و احساس استقلال سياسى و اقتصادى هست كه در نسل قديم نيست . در نسل جديد در برابر مقررات قديم تسليم بلاشرط نيست ، هرچند در برابر سنتهاى اروپايى اين تسليم بلاشرطى هست .
هر كدام ديگرى را متهم مىكند به تقليد كوركورانه جديد قديم را به تقليد كوركورانهء آباء ، و قديم جديد را به تسليم و تقليد از اروپاييان ( همان طورى كه در ورقهء « تقليد » گفتهايم ما دو نوع تقليد داريم ) و هريك ديگرى را به نوعى از تقليد متهم مىكند . و آيا هر دو راست مىگويند ؟
در نسل جديد ميل به حركت و پيشرفت است و در نسل قديم ميل به محافظت سنن قديم . يكى پيشرو است و ديگرى محافظه كار .
در نسل جديد فكر منطبق شدن با مقتضيات زمان هست ولى در نسل قديم اين فكر به صورت انحراف از اصول تلقى مىشود . و آيا حدوسطى هست ؟ و به قول ژنده پيل :
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٩٥