روحى انسان به قول امروز و يا يكى از استعدادهاى روحى انسان كه بايد برآورده شود ، پرستش و تقديس و پيوند دادن خود فانى به حقيقت باقى است . محروميت از آن ، بيمارى روانى - اجتماعى از قبيل عصيانها و طغيانهاى بىهدف و مقصد به وجود مىآورد .
در سرمقالهء اطلاعات 28 مرداد 47 تحت عنوان « 2 + 2 » از كتابى كه اخيراً در پاريس انتشار يافته ظاهرأ به نام « سيماى واقعى شورش و انقلاب ماه مه فرانسه » كه شعارهاى انقلابيون را نقل و از آنها استنتاج كرده ، نقل كرده است . به قول اين كتاب :
« جامعه شناسانى كه دربارهء حوادث ماه مه مطالعه كردهاند اكثراً عقيده دارند وقايع ماه مه « يك عكس العمل عصبى است از طرف نسل جوان فرانسه در قبال زندگى ويژهء قرن بيستم » گرچه به ظاهر براى ساقط كردن حكومت دوگل و روى كار آوردن يك حكومت دست چپى بود . » مىگويد :
« حوادث ماه مه صرفاً يك شورش كور و بىهدف بود كه طبعاً استعداد انحراف به هر طرف ، مخصوصاً به جانب ويرانگرى و خرابكارى و قتل و انهدام داشته است . » اين شخص مدعى است شعار ديوارها بهتر و بيشتر از ادعاهاى لفظى و تظاهرات قولى راست مىگويند و شهادت مىدهند .
مىنويسد :
« ديوارها مىگويند : شورش ماه مه فرانسه نه تنها يك شورش كور بلكه در عين حال كر و گنگ نيز بود كه غالباً شورشيان نمىدانستند چه مىخواهند . . . آنها فقط مىخواستند فريادى از
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٩٣