جهان چنان حسابى باشد كه ( 1 ) :
الف . در ترازوى جهان ، حق و باطل ، اخلاص و سوء نيت ، گذشت و نفع پرستى ، عدالت و ظلم يكسان نباشد . سنن تشريعى كه بشر را مكلف به وظيفه و گذشت مىكند و جلوى تمايلات را مىگيرد حساب مخصوص در ميان سنن تكوينى داشته باشد و جهان خود حامى اين سنن تشريعى باشد .
ب . قهراً ميان كسى كه آرمان مقدس دارد و سعى و كوشش مىكند و خلوص نيت دارد با آن كه چنين نيست تفاوت باشد .
ج . قهراً در جهان نيروى ذخيره اى باشد براى كمك به چنين افرادى .
د . درنتيجه ، اطمينان يك نفر طرفدار حق به اينكه به نتيجه مىرسد با يك نفر طرفدار هواى نفس و تابع نفع شخصى در صورتى كه به يك مقدار صرف نيرو كردهاند ، مساوى نخواهد بود .
3 . خوب ، ببينيم آيا منطق قرآن در باب توكل همينطور است كه گفتيم ، يعنى آيا اولًا معنى توكل اين است كه انسان با اتكاء به خدا تكليف و وظيفهء خود را انجام دهد و از هيچ چيزى باك نداشته باشد ، يا قرآن از آن نوع توكل حمايت كرده است كه خدا را نايب بگير و خودت سر جاى خود بنشين ؟
قرآن اولًا آن نوع توكل را سخت انتقاد كرده است . از آن جمله در ذمّ يهوديان مىگويد كه به موسى گفتند : * ( فاذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون ) * . در ذمّ ديگران مىگويد : * ( و اذا قيل لهم انفقوا مما رزقكم الله قال الذين كفروا للذين امنوا انطعم من لو يشاء الله اطعمه . ) * ثانياً همانطور كه در دفتر 35 آيات توكل را جمع آورى كردهايم ، همه جا در قرآن توكل به اين معنى و مفهوم آمده كه كوشش
هامش
( 1 ) درواقع توكل از لحاظ تربيتى مددى است به اعتقاد به قيامت و پاداشهاى اخروى در كارها .