است ، نه حمايت حقيقت يا اصلاح طرف .
نفاق ، ابطان كفر و اظهار ايمان است و از دو جهت بد است : يكى جهت كفر و ديگر جنبهء اغفال و تعميه و شبكه اندازى .
آيا جهان ، جاسوسى براى هدف مشروع را اجازه مىدهد يا نمىدهد ؟ و آيا جاسوسى و به اصطلاح محترمانه اش « ادارهء اطلاعات » بدون تقيه ميسر است ؟
مطلقِ مخالفت ظاهر با باطن اگر هدف فاسد نباشد بد نيست ، بلكه در مواردى لازم و ضرورى است . در حديث است : * ( المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه ) * . باز دستور است كه در حضور مصاب قيافهء حزن و اندوه به خود بگيريد .
تجلَّد در برابر درد در مواقعى عاليترين خُلق به شمار مىرود ، مثل تجلد امام رضا عليه السلام در حالى كه مسموم شده بود بر سر سفره براى اينكه كسانشان با خيال راحت غذا بخورند .
فرق تقيه و نفاق از قبيل فرق توجيه ضرر به غير و دفع ضرر متوجه به نفس است . توجيه ضرر به غير حرام است ، اما دفع ضرر از خود واجب است مگر آنكه مصلحتى اقوى در كار باشد .
تقيه - دو تفسير براى تقيه
از موضوعاتى كه سرنوشت فلاكت بارى پيدا كرده است ، تقيه است هم از طرف دوست ضربه ديده است و هم از طرف دشمن .
دوست آن را به پفيوزى تفسير كرده است و دشمن به نفاق .
رجوع شود به ورقهء « تقيه و پفيوزى » و ورقهء « تقيه و نفاق » .
تقيه
راجع به اينكه كتمان عقيده و دورويى جزء روحيهء ايرانيان است ( و تقيهء اسلامى رنگ ايرانى به خود گرفته است ) رجوع شود به كتاب