المذاهب و تحل المكاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر . ) * و . هركس با روح اسلامى آشنا باشد مىتواند بفهمد كه محال است اسلام دستور ضعف و پفيوزى بدهد .
آنچه امروز در ميان ما به نام تقيه هست پفيوزى است .
درحقيقت حديث « * ( التقية دينى و دين آبائى ) * » مفهوم « الپفيوزية دينى و دين آبائى » [ يافته است . ] اگر روش ائمه اينطور بود ، چرا يكى از آنها به مرگ طبيعى از دنيا نرفت ؟ درست است كه قيام به سيف نكردند اما مبارزه را ادامه دادند . اگر سازش و پفيوزگرى را شعار خود قرار مىدادند مورد حمايت خلفا قرار مىگرفتند و [ در ] تشييع جنازه شان صدها هزار نفر را شركت مىدادند .
داستان امام صادق و هارون در تعيين حدود فدك . داستان امام كاظم و صفوان جمّال كه شترهايش را به هارون كرايه داده بود .
منصور راجع به حضرت صادق گفت : هذا الشجى المعترض فى الحلق .
جريان ولايت عهد حضرت رضا نيز عجيب معنىدار است .
تقيه و نفاق
فرق ايندو از قبيل فرق شبكه انداختن با سپر به كار بردن است .
نفاق براى به دام انداختن ديگرى است كه اگر انسان صراحت به خرج دهد او راه خود را مىگيرد و مىرود ، و تقيه براى حفظ نيروى مالى يا جانى يا اعتبارى خود است كه اگر صراحت به كار برده شود ، طرف ضربت خود را وارد مىآورد . تقيه اتقاء است ، مصداق معنوى « * ( خذوا حذركم و اسلحتكم ) * » است .
صراحت معروف اين است كه انسان مجامله كار و خوشامدگو و خوشامدكار نباشد . هدف مجامله حفظ منافع شخصى نزد طرف