تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
مىشود ، و اگر هم بر خلاف نصّ قرآن است باز فايده ندارد گفته مىشود صدها سال است كه اينطور عمل كرده‌اند . گاهى سيره ها و اجماعات عمليه حقيقتى جز همين قانون مرور زمان ندارد . به هر حال مرور زمان يكى از امورى است كه اعتبار مىدهد ، همان طورى كه تدريجاً مناره هاى مساجد و معابد و نوع لباسها هم اعتبار يافته‌اند . زمان در اين امور عامل بزرگى است . در ورقه هاى « محور اصلى اخلاق اسلامى - كرامت نفس » گفتيم كه تقليد بر دو قسم است : تقليدى كه مولود ضعف تعقل است ، و تقليدى كه مولود فقدان و از دست دادن كرامت نفس است - رجوع شود .

تقوا و آرزو و سعادت

در سخنرانى آقاى شريعتى به نام « على شاهد رسالت » از بوسوئه واعظ دانشمند مسيحى نقل مىكند كه گفته است : « مردم اغلب سعادت را رسيدن به آرزوها و خواسته ها تعريف مىكنند . اين درست كه وصول به آمال لذت بخش است ، ولى اين يك ركن سعادت است و ركن مهمترش كه مقدم است اين است كه انسان بتواند و بداند كه چه چيز را آرزو كند و بخواهد ، زيرا اگر دنبال هوسهاى خود رفت چه بسا چيزها كه آرزو نمايد و آن را با حرص تمام بجويد و طلب كند كه به مصلحتش نباشد . » بنابراين اگر آدمى تشخيص نداد كه چه چيز را طلب كند ، بهتر اين است كه به آنچه جويد نرسد . مثلًا مردى كه خشم سراپايش را گرفته و آرزويش در آن حال دست يافتن به آلت قتّاله اى است و البته خلاف مصلحت او و اجتماع است . . . زن عزيز مصر به همه چيزى كه بشر معمولًا در آرزوى آنهاست رسيده بود اما اراده اش را دراختيار نداشت ، خويشتندار و مالك بر نفس نبود . ولى يوسف از همه چيز حتى از آزادى محروم بود و اختيار خود را نداشت