تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
ميلها الى الشر وسائل ، جلد 2 ، ص 485 ، باب وجوب محاسبة النفس 9 . قصة الفلسفة اليونانية ، ص 137 ، الكلبيون 10 . به مآخذ عقايد مانوى نيز رجوع شود . 11 . ايضاً اميدهاى نو راسل

تزكيهء نفس

1 . * ( قد افلح من زكَّيها و قد خاب من دسّيها . و ما ابرّئ نفسى ان النفس لامّارة بالسّوء . ) * 2 . در قرآن كريم ، هم تعبير تزكيهء نفس و هم تعبير نفس امّاره آمده است . ظاهراً هر دو تعبير از مختصات قرآن كريم است . تعبير تزكيه مىرساند كه نفس انسان كدورتها و آلودگيهايى پيدا مىكند كه احتياج به تزكيه و تطهير دارد . اما تعبير به نفس امّارة بالسوء مىرساند كه نفس ، انسان را به بدى و شر وا مىدارد . قرآن نمىگويد نفس داعية بالسوء ، زيرا مىخواهد بفرمايد كه نفس امر و فرمان مىدهد و چنان كه مىدانيم امر و فرمان در جايى صادق است كه علوّ و تسلطى در كار باشد . بعلاوه صيغهء مبالغه به كار رفته است كه شدت قدرت و استبداد و ديكتاتورى را مىرساند . اينجا سه پرسش پيش مىآيد : يكى اينكه چگونه است كه نفس به بدى فرمان مىدهد ؟ آيا نفس ذاتاً شرير است و جز شر چيزى نمىخواهد و يا اينكه ذاتاً اينطور نيست بلكه در حالت خاص و به علل خاصى اينطور مىشود و مىتوان كارى كرد كه فرمان بدى ندهد ؟ ديگر اينكه چطور است كه نفس ، علوّ و تسلط پيدا مىكند و زمام را به دست مىگيرد ؟ آيا ذاتاً مسلط بر انسان آفريده شده است يا نه ، به علل خاصى طغيان مىكند و زمام قدرت را به دست مىگيرد و با ديكتاتورى تمام حكم مىراند ؟