دلالت دارد و معناى آن اين است : اگر به خدا ايمان آوردهايد بدانيد خمس ( 5 / 1 ) غنيمت ، موجب تقرّب و نزديكى به خداوند است پس دندان طمع از آن بكنيد و به 5 / 4 ديگر قناعت كنيد .
وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
؛ « و ما انزلنا » عطف بر « باللّه » است ، يعنى اگر به خدا و آنچه در روز جنگ بدر بر بندهء ما فرستاده شده ايمان آوردهايد و مقصود از « الجمعان » دو گروه مسلمانان و كافران است و از « ما انزلنا » آيات ، فرشتگان و پيروزى است كه در آن روز نازل شده است .
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى
؛ « اذ » بدل از
« يَوْمَ الْفُرْقانِ »
است و « عدوة » - به كسر و ضم عين - كنار دره است و « دنيا » و « قصوى » مؤنث « أدنى » ( نزديكتر ) و « اقصى » ( دور تر ) است . قاعده اين است كه واو در « قصوى » مانند « عليا » قلب به ياء شود ولى در « قصوى » مانند « قود » بهطور نادر بر طبق اصل كلمه عمل شده است . طرف پايينتر ، عدوة الدنيا ، بعد از مدينه و نزديك آن است و طرف بالاتر ، عدوة القصوى ، بعد از مكّه و نزديك آن و دور تر از مدينه است .
وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ
؛ مقصود از « ركب » ابو سفيان و كاروان قريش است و اسفل به عنوان ظرف منصوب است و معناى آن اين است : ابو سفيان و مشركان قريش در مكانى پايينتر از شما كاروان را در كنار ساحل هدايت مىكردند . اسفل در محلّ رفع است زيرا خبر مبتداست . فايدهء ذكر مراكز استقرار مسلمانان و مشركان خبر دادن از حالتى است كه نشانهء قدرت مشركان و ضعف و ناتوانى مسلمانان است و اين كه پيروزى بر مشركان در چنين حالتى امرى است الهى كه جز با قدرت و نيروى او ميسّر نبوده است . حالت مذكور بدين گونه بود كه در طرف بالا - عدوة القصوى - آب وجود داشت ولى در طرف پايين - عدوة الدنيا - آبى وجود نداشت و زمينهاى طرف پايين سست و نرم بود بهطورى كه پاها در آن فرومىرفت و كاروان نيز در پشت سر آنان قرار داشت و عدهء آنها از مسلمانان بيشتر بود و حمايت ساير مشركان غرور