تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
ما رسيده ايمان نياوريم در حالى كه آرزو داريم ما را در زمرهء جمعيّت صالحان قرار دهد ؟ ! ( 84 )

تفسير :

سپس در آيات بعدى بشدت دشمنى يهود با مؤمنان و نرمخويى مسيحيان و تمايلشان به اسلام اشاره كرده و يهود را در كينه‌توزى نسبت به اسلام هماورد مشركان قرار داده است و با مقدم داشتن ذكر يهود اعلان كرده است كه آنها در مقايسه با مشركان در دشمنى با اسلام پيش قدم بودند . آن گاه دليل انعطاف‌پذيرى و سازگارى مسيحيان و دوستى نزديك آنان با مؤمنان را بيان كرده و مىفرمايد :
بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً
؛ علت نخست آن اين است كه در ميان آنان جمعى دانشمند و گروهى عابد و تارك دنيا بودند ،
« وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ »
و ديگر اين كه آنان قومى هستند كه از تواضع و فروتنى و متانت و وقار برخوردار بوده و تكبّر در آنها نيست ، در حالى كه يهود نقطهء مقابل آنهايند . اين جمله دلالت دارد بر اين كه علم انسان را به سوى خير هدايت مىكند و در راههاى نيك و نيز در عبوديت و بندگى خدا و تفكّر در مورد آخرت و مبرّا بودن از غرور و تكبّر سودمند است . سپس آنان را به رقت قلب و گريه كردن به هنگام شنيدن آيات قرآن توصيف كرده و اين نظير مطلبى است كه راجع به نجاشى نقل شده است : او زمانى كه در حبشه مسلمانان مهاجر در مجلس وى اجتماع كرده بودند و عمرو بن عاص نيز با مشركان همراه خود در آن حضور داشتند و پيش از آن نجاشى را بر ضد مسلمانان فريفته بودند ، خطاب به جعفر بن ابو طالب گفت : « آيا در كتاب شما ( قرآن ) از مريم عليها السلام سخنى به ميان آمده است ؟ » جعفر گفت : در قرآن سوره‌اى به نام او وجود دارد ، و آن را تا آيهء :
« ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ »
قرائت كرد و سورهء « طه » را نيز تا آيهء :
« هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى »
براى نجاشى خواند و اشك شوق از ديدگان او جارى