« يُراؤُنَ »
از مصدر ثلاثى « رؤية » و از باب مفاعله است و گويى شخص رياكار عمل خود را در معرض ديد مردم قرار مىدهد و آنها نيك شمردن عملش را به او مىنمايانند ، و جايز است « يراءون » از باب تفعيل باشد ، چنان كه گفته شده نعمه و ناعمه و در قرائتهاى غير مشهور يرءون مانند يرعون به تشديد قرائت شده است ، و در اين صورت به معناى يبصّرون الناس اعمالهم مىباشد ، يعنى مردم را وادار مىكنند كه اعمال آنها را ببينند .
مُذَبْذَبِينَ
؛ يا مانند و لا يذكرون حال است از واو يراءون ، يعنى منافقان در برابر مردم ريا مىكنند در حالى كه به ياد خدا نيستند و ميان كفر و ايمان در تزلزل مىباشند ، و يا منصوب است بنا بر ذمّ ، يعنى شيطان آنان را ميان كفر و ايمان در حركت دارد و آنها ميان آن دو مردّد و سرگردانند و « مذبذب » در حقيقت كسى است كه از هر دو طرف طرد و رانده مىشود و به يك حال ثابت نمىماند ؛ چنان كه گفته شده : فلان يرمى به الرجوان ؛ يعنى فلانى بر لبه چاه قرار گرفته ، كنايه از اين كه در معرض هلاكت و نابودى است .
طبق قرائت ابن عبّاس كه مذبذبين به كسر ذال ( و صيغه اسم فاعل ) قرائت كرده معنايش اين است كه منافقان دلها يا آيين و يا رأيشان را در سرگردانى قرار مىدهند .
ذلِكَ
؛ اشاره است به كفر و ايمان ، يعنى نه منسوب به اين گروهند كه از مؤمنان باشند ، و نه منسوب به آن گروهند تا از كافران باشند .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيات 144 تا 146 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً ( 144 ) إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً ( 145 ) إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً ( 146 )