تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
بر اين كه هفت گروهى كه از راه خويشاوندى حرام گرديده از راه شير خوارگى نيز حرام شمرده شده است . سپس مىفرمايد :
وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ
؛ يعنى نكاح مادر زن نيز حرام است ، اعم از اين كه مادر خود زن يا مادر مادرش يا مادر پدرش باشد و اعم از اين كه مادر نسبى يا رضاعى او باشد . مادر زن به مجرّد عقد دخترش ، حرام مىشود [ اعم از اين كه اين عقد آميزشى به دنبال داشته باشد يا نه ] .
وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ
؛ و دختران همسرانتان كه از شوهران ديگر مىباشند و در ضمان و تربيت شما هستند ، بر شما حرامند و علت اين كه فرزند زنى كه از شوهر قبلىاش دختر يا پسرى دارد ، « ربيب » يا « ربيبه » ناميده شده اين است كه شوهر بعدى آن زن غالبا دختر و پسر زن را مثل فرزند خود تحت تربيت و سرپرستى قرار مىدهد ، و به همين خاطر دختر زن و دختر دختر او و دختر پسرش بر شوهر حرام است . زيرا همهء اينها را ربيبه مىنامند .
مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ
؛ اين جمله متعلّق است به « ربائبكم » و معنايش اين است كه ربيبه موقعى بر شخص حرام است كه با مادر او آميزش كرده باشد و در غير اين صورت حرام نمىباشد . دخول در اين جا كنايه از جماع است ، چنان كه گفته مىشود : « بنى عليها و ضرب عليها الحجاب » [ و هر دو تعبير كنايه از اين است كه مرد با همسر خود آميزش كرده است ] ، بنا بر اين « دخلتم بهن » به معناى « أدخلتموهن الستر » است و « باء » براى تعديه مىباشد . به نظر ابو حنيفه ، دخول به معناى جماع و كارهايى است كه به منزلهء جماع مىباشد مثل عريان كردن ، لمس از روى شهوت و . . . و مذهب ما نيز همين است .
وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ
؛ يعنى ازدواج با همسر فرزندان صلبى شما بر شما حرام است ، ولى همسر كسانى كه پسر خواندهء شما هستند حرام نيست . رسول خدا ( ص ) با زينب دختر حجش همسر مطلّقهء زيد بن حارثه [ كه پسر خواندهء او بود ] ازدواج كرد .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 576 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى