ذلك الكتاب جملهء ديگرى است . امّا اگر « الم » به منزلهء صوت واقع شده باشد ، « ذلك » مبتدا و « الكتاب » خبرش مىباشد ، يعنى اين كتاب منزل همان كتاب كامل است ، يا « الكتاب » صفت و ما بعد خبرش مىباشد ، يا مبتداى محذوفى مقدّر است و تقديرش چنين مىباشد ؛ « هو - يعنى تأليف يافته از اين حروف - ذلك الكتاب » .
« ريب » مصدر « را به يريبه » است ، هنگامى كه در شخصى شك و ترديد پديد آيد و حقيقت « ريبة » دلهره و اضطراب نفس مىباشد ، و در حديثى آمده است : « از آنچه تو را به شك مىاندازد دورى كن و به آنچه تو را از شك باز مىدارد روى آور » . و معناى « لا ريب » اين است كه اين كتاب به قدرى دلالتش واضح است كه مجالى براى ترديد در آن وجود ندارد . طبق قرائت مشهور وقف آيه ، در « فيه » انجام مىشود ، ولى برخى از قرّاء در « لا ريب » وقف كردهاند ، و اينان ناگزيرند خبرى براى آن در نظر بگيرند ، نظير آيه :
قالُوا لا ضَيْرَ
( شعرا / 50 ) بنا بر اين تقدير آيه چنين مىشود : لا ريب فيه ، فيه هدى .
« هدى » مصدر است بر وزن فعل مثل « سرى » « 1 » ، و آن هدايتى است كه موصل الى المطلوب است . و در اين آيه مصدر يعنى « هدى » به معناى وصف [ اسم فاعل ] يعنى « هاد » آمده است .
« متّقى » ، در اصطلاح شرع به كسى گفته مىشود كه نفس خويش را از انجام هر عملى كه به موجب آن مستحق عقاب مىشود باز دارد ، اعمّ از فعل حرام يا ترك واجب . و قرآن كسانى را كه در شرف ملبّس شدن به لباس تقوا مىباشند « متّقين » ناميده است ، نظير فرمايش پيامبر اكرم ( ص ) كه فرمود :
من قتل قتيلا فله سلبه
يعنى هر كس فردى از دشمن را كه در آستانهء مرگ قرار گرفته است بكشد ، زره و جوشن و شمشير و ديگر اشياى او از آن اوست . و خداى تعالى [ از قول حضرت نوح درباره قومش ] در قرآن مىفرمايد :
وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
: آنان فرزندى
هامش
( 1 ) - به معناى سير در شب است ؛ « ابن السّرى » يعنى كسى كه در شب سفر مىكند ( المنجد ، ص 332 ) . - م .