فطرنى « 1 » در آيهء قبل بر مىگردد .
« و يعقوب » عطف است بر « ابراهيم » و حكم هر دو يكى است ، يعنى ، يعقوب نيز به فرزندان خود اين وصيّت را كرد .
اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ . . .
؛ معناى اين جمله اين است كه خداوند به شما دينى عطا كرده كه برگزيدهء تمام اديان است و آن دين اسلام است كه شما را موفّق داشته آن را اختيار نماييد .
فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
؛ هيچ گاه از اسلام دست نكشيد تا اين كه هنگام مردن بر دين اسلام باقى بمانيد ، پس در حقيقت آنچه كه از آن نهى شدهاند ، اين است كه آنان هنگام مرگ ( در حال كفر ) و مخالف با اسلام باشند .
و داخل كردن حرف نهى ( لا ) بر « موت » براى بيان اين نكته است كه خيرى در مرگ در حال كفر نيست .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 133 ]
أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ( 133 )
ترجمه
آيا شما به هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد حاضر بوديد ؟ در آن هنگام كه به فرزندان خود گفت پس از من چه چيز را مىپرستيد ؟ گفتند خداى تو و خداى پدرانت را ، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق ، خداوند يكتا و ما در برابر او تسليم هستيم . ( 133 )
تفسير :
« ام » منقطعه و به معناى « بل » است .
هامش
( 1 ) - زخرف / 26 و 27 .