و حدود قدرت حكومت وى نيز كوچك است .
چهارم آوريل - در جريان روز به حساب خود با تالداس رسيدگى كردم و او از اينكه توانسته راهنماى خوبى براى من فراهم كند بسيار خوشحال بود . بجبران زحماتى كه به او داده بودم تحفهاى تقديمش كردم و اسباب كار و وسايل و خلاصه همه چيز را براى حركت هرچه زودتر فراهم نمودم .
سيستان ناحيه كوچكى است در سواحل هيرمند كه وسعت آن از 500 ميل مربع افزون نمىباشد . حدود آن از سمت شمال و شمالشرقى بخراسان و از مغرب به پرشيا
( Persia )
و از جنوب و جنوبشرقى بواسطه صحرائى غيرمسكون از مكران جدا مىشود . تنها قسمتهاى مسكونى فعلى سيستان سواحل رود هيرمند است . بستر رودخانه هرسال فرومىنشيند و صحرا نيز از هرطرف بر آن مسلط شده پيشرفت نموده مسير آن را تغيير ميدهد .
در واقع از شهر رودبار بسرزمين سيستان وارد شديم . در اينجا سواحل رود به خوبى و كامل زير كشت گرفته شده حاصلخيز و پرثروت مىباشد ، خاكى خوب و نرم و غنى دارد كه از آب رودخانه آبيارى ميگردد ليكن حداكثر عرض جلگه حاصلخيز باريك ساحلى از دو ميل تجاوز نميكند و از آن ببعد پس از عبور از صخرههاى مرتفع اطراف دره رود ، از هرطرف ، بيابان گسترش مىيابد . صحراهاى اطراف همه هموار بوده آب و گياه ندارد از سمتى تا شاهراه هرات بقندهار محدود شده و از طرفى براهى كه ستوان پاتينجر از طريق آن از نوشكى به ديزك و بمپور رفت ميرسد . گرچه اين سرزمين امروز توسط افغانها و بلوچهائى كه در چادرهاى نمدى بسر مىبرند اشغال شده معهذا هنوز آثارى از تمدن و تمول قديم به چشم مىخورد - از جمله خرابههاى دهات و قلاع و اسياهاى بادى بر سر راه رودبار تا دوشك پايتخت سيستان كه حالا باحترام پسر بزرگ رئيس به آن جلالآباد مىگويند .
اولين جائى كه جلبتوجه مىكند كيقباد است كه بفاصله 5 ميل از رودبار واقع است .