بسيار خنك و مطبوع است ولى تب نوبه و انواع ديگر تب بهمراه ميآورد و اهالى بقسمى از آن وحشت داشته از آثار مضر آن ضرر و زيان ديدهاند كه هواى دمدار و خفه و گرم را به آن ترجيح ميدهند .
در سمت جنوب سلسله جبال عظيمى كه شرح داده شد يا بهتر بين پايكوههاى آنها و سواحل دريا منطقه گرمسير قرار دارد كه به صورت نوارى باريك بعرض 10 تا 30 ليگ سرتاسر سواحل ايران را از ميناب كه مركز لارستان است تا دهانه شط العرب يا رودخانه بصره دربر ميگيرد . در ايالت كرمان اراضى اين نوار باريك فقط از ماسه شور ( نمكزار ) تشكيل مىشود و آب و هواى آن بالاخص بسيار ناسالم است . در اينجا هيچ چيز بجز خرما عمل نميآيد ولى نوع خرماى آن بسيار بد و در نتيجه اين ناحيه تقريبا از وجود سكنه خالى است .
شهر كرمان در بين 29 درجه و 56 دقيقه عرض شمالى و 56 درجه و شش دقيقه طول شرقى قرار دارد . اين شهر در غرب يك دشت وسيع واقع بوده بكوهستان بسيار نزديك به حدى كه قله دو كوه مجاور كه بر آنها آثار و بقاياى قلعه مخروبه مشهود مىباشد كاملا به شهر مشرف بوده بر آن تسلط دارند . زمانى كرمان يكى از پررونقترين شهرهاى ايران بود و پس از پايتخت يعنى اصفهان دومين شهر محسوب مىگرديد . موقعيت اين شهر كه بر سر راه مستقيم خراسان و بلخ بخارا و ماوراء النهر و تمامى قسمتهاى شمالى امپراتورى ايران به شهر بندر شرقى يا بندرعباس ، قرار دارد به آن اهميت غيرقابلوصفى مىبخشد و شهر كرمان را مركز ثروت و تجمل و عظمت و جلال مينمايد . راجع به بانى اصلى اين شهر مشهور مدارك و اسناد مثبتى در دست نيست و آنچه كه ميتوان بقاطعيت گفت آنست كه پس از حمله و هجوم اعراب بايران ، پادشاهان ايران به اين شهر پناه آورده آن را پايتخت خود قرار دادند تا موقعى كه امپراتورى ايران كاملا مقهور اعراب گرديد و پيروان زرتشت نيز متفرق شدند . در يك كتاب خطى تاريخ خواندم هنگامى كه در سال 90 هجرى مكران تسخير شد كرمان شهرى آباد و وسيع و پر از ثروت و تجمل بود و شالها و سلاحهائى
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٢٥٣