كرد كه هرچه زودتر موجبات حركت ما را فراهم كند و اعلام داشت كه طبق دستور واصله بايد من از طريق جاده جنوب به طرف شهر كرمان ( در ايران ) حركت كنم و از طرفى بايد مدتى در نوشكى توقف كنم تا يك نفر بيايد و اشياء و لوازم اضافى را كه همراه دارم از من بگيرد . سردار پير جواب داد مسافرت بايد در روزى كه سعد و خوب است شروع شود و حرفهاى پوچ ديگرى از اين نوع كه ظاهرا هدفش به عقب انداختن مسافرت بود بيان داشت . روز هيجدهم نيز خود را ظاهرا بىعلاقه به اين موضوع نشان داد و باعث شد كه كاپتن كريستى بوى بگويد ، چنانچه بفوريت او را حركت ندهد بدون ترديد به كلات مراجعت خواهيم كرد . سردار با مهارت تام سعى كرد عذر و بهانهاى بياورد و مىگفت كه پيدا كردن افراد مطلع و شايسته براى بدرقه كار بسيار مشكلى است ، ولى بالاخره روز بيستم مارس را براى عزيمت تعيين كرد . شب قبل دستوراتى از طرف كاپتن كريستى به من صادر شد :
نوشكى 19 مارس
اول - باحتمال زياد براى طى فاصله تا كرمان از طريق سرحد چهل روز وقت لازم است ، از كرمان بايد نامهاى در پاكت و لفاف ، بعنوان هارى سينگه كه طرف تجارتى هندوى ما در هرات مىباشد برايم بفرستى .
دوم - تصور مىكنم بتوان از دوشك تا هرات را سى روز طى كرد ، اگر اين كار عملى بشود از آنجا تا كرمان هم بيست روز طول مىكشد ، مگر اينكه وقايع غيرمترقبهاى پيش آيد . ولى من دستورهائى به هارى سينگه مىدهم كه آن را كتبى بشما اطلاع دهد .
در صورتى كه قبل از رسيدن قاصد شما رفته باشم و اگر ملاحظه كنم عبور از دوشك غيرممكنست ( بقسمى كه مىدانيد احتمال اين امر خيلى زياد است ) سعى خواهم كرد كه دستورهائى به هارى سينگه بدهم تا شما را از اوضاع آگاه كند و همچنين براى رفع احتياجات مالى بشما اعتبار بدهد .
سوم - چنانچه طبق پيشبينىهاى گفته شده نتوانيد به كرمان برسيد سعى
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص١٢٤