تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

بخش هفتم

قاصد از كلات مىرسد - كاپتن كريستى آماده حركت مىشود - دستوراتى بمولف - روز ناميمون - صحبت درباره آن - نتيجه نامطلوب - سردار از چگونگى برادرزاده‌اش صحبت مىكند - خواهش - رضايت و موافقت - قرارها - ياس - سرزنش سردار بواسطه حرفهاى پوچ او - جواب او - باد تند - ماسه - بيم از معطلى بيشتر - نادر است - كاپتن كريستى مولف را در نوشكى باقى مىگذارد - هداياى او بسردار - دليل تقديم هدايا - روز غبارآلود و پر از باد - توجه سردار - باران سنگين - وضع ناراحت مولف - قاصد دوم از كلات - نامه‌ها - اخبار بسيار مهم از نظر مولف - سندىها در كلات - اعلاميه - اقداماتى براى دفع نتايج - استخدام راهنما - رهائى از معطلى - لطيفه - نوشتن بهندوئى كه در كلات گذاشته بوديم - پيغام به سردار - تعجب او - توبيخ - چگونه خاموش شد - نامه‌ها . * * * شانزدهم و هفدهم و هيجدهم و نوزدهم مارس - قاصد ما روز شانزدهم از كلات مراجعت كرد و همراه خود يك هوندى
Hoondee
يا حواله پول براى رفع احتياجات مالى ما و نامه‌اى از جانب هندوئى كه در آن شهر گذاشته بوديم آورد . در اين موقع كاپتن كريستى نزد سردار رفت و مبلغ مورد توافق را بمشار اليه پرداخت و ضمنا تقاضا