تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
كمى بان توجه شد - سرقت در شهر - اقداماتى درباره آن - سارقين دستگير و تنبيه شدند - چگونه - نظر درباره آن - اجبار به ديدار از داروغه - هندوها روزى را براى خروج از كلات تعيين مىكنند - مداخله افغانى - سوألات كنجكاوانه داروغه - علت و فايده آن - اعزام نماينده از كابل بحضور محمود خان - جواب - گمان - تعارف محبت‌آميز و دوستانه همسر پيشكار - پذيرفته شد . شانزدهم - هفدهم - هيجدهم - نوزدهم - بيستم و بيست و يكم فوريه : از آنجا كه اين چند روز بدون اتفاق يا واقعه‌اى جالب گذشته وقايع آن را يك جا برشته تحرير درمىآورم و به اين ترتيب از شرح روزانه مسافرت خوددارى ميكنم . برطبق معمول گروهى از مردم براى ملاقات ما آمدند كه از آن ميان جمعى براى دريافت دارو بما فشار مىآوردند اما در برابر سماجت و اصرار آنان ببهانه اينكه هنوز بار و وسايل ما نرسيده است طفره ميرفتيم ، بهانه‌اى كه آورديم به آن خاطر بود كه از آن پس مزاحم ما خواهند شد . در روز شانزدهم با يكى از ماموران محترم و متشخص ملاقات كرديم . اين مرد مؤدب و محترم داروغه يا مباشر محمود خان بود كه دو روز پيش از كوچ گنداوا وارد شده بود تا از شهر كالاى مورد نياز جشن عروسى خان كلات را با يكى از دختران مير مراد على بن كار فراهم نمايد . او گفت كه برحسب تصادف اطلاع حاصل كرده است كه دو نفر از نمايندگان سوندرجى ( كه با برادر او از مدتها پيش آشنائى بسيار نزديك داشت ) از بمبئى آمده‌اند و لازم ديد تا براى ديدار و اداى احترام بملاقات آمده مراتب خدمتگزارى را كه از دستش برآيد ابلاغ دارد . ما مراتب حق‌شناسى و احساس خود را از اين رفتار مودبانه بيان كرده و اضافه كرديم كه جهت حمل عريضه‌اى « 1 » به او زحمت مىدهيم و درخواست داريم تا آن را به اربابش برساند و در آن نامه تقاضا كرده بوديم كه اجازه داده شود تا در مدت كوتاهى در كلات يا هر جاى ديگر از قلمرو خان اقامت كنيم .
هامش
( 1 ) - عريضه در اينجا به معناى درخواست و نامه‌ايست كه يك مقام پائين‌تر براى شخص عاليمقام‌تر ارسال ميدارد .