واقى : مانع . سنگى كه آزار و ناراحتى را بر طرف مىسازد .
مقصود :
اكنون خداوند متعال ، پيامبر خود را تسليت داده ، مىفرمايد :
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ
: همانطورى كه اينها ترا استهزاء مىكنند ، پيامبران پيشين ، نيز مورد استهزاء واقع مىشدند .
فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا
: من آنها را مهلت دادم و مدتشان را طولانى ساختم ، تا توبه كنند و بر آنها اتمام حجت شود .
ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ
: سپس آنها را هلاك و عذاب خود را بر آنها نازل كردم . اكنون چگونه است نازل شدن عذاب من ؟ ! جملهء اخير ، براى بيان بزرگى و سختى عذاب است .
بار ديگر خداوند با آنها به بحث پرداخته ، مىفرمايد :
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
: آيا آن خداوندى كه تدبير هر نفسى بدست قدرت اوست و حافظ اعمال است و كيفر و پاداش اعمال را مىدهد ، مانند كسى است كه چنين نيست ؟ برخى گويند : يعنى آيا كسى كه رزق و روزى افراد را مى - دهد و آنها را حفظ مىكند و از آنها دفاع مىنمايد ، مثل بتهايى است كه چنين نيستند .
اين جمله ، محذوفى دارد كه قرينهء آن ، جملهء بعد است .
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ
: اين كافران بتها را شريك خداوند پنداشتند و در برابر آنها عبادت كردند . در حالى كه از آنها هيچ كارى ساخته نيست .
قُلْ سَمُّوهُمْ
: اى محمد ، به آنها بگو : اگر بتها شريك خدا هستند ، سزاوار صفاتى هستند كه شما بايد آنها را به آن صفات بخوانيد و كارهايى به آنها نسبت دهيد و همچون خداوند ، آنها را خالق ، رازق ، حياتبخش و ميراننده ، بناميد . حاصل اينكه :
بت اگر خدا باشد ، مىتواند روزى ، خلق كند و بنا بر اين مىتوان او را خالق و رازق ناميد .
برخى گويند : يعنى بتها را به اين صفات بخوانيد ، سپس ملاحظه كنيد كه آيا