هاى كوچك ، آبى كمتر و رودهاى بزرگ آبى بيشتر به خود مىكشند و جريان پيدا ميكنند . پس هر رودى به اندازهء گنجايش خود به جريان در مىآيد . اين معنى از حسن و قتاده و جبائى است .
زجاج گويد : يعنى رودها به اندازهء آبى كه براى آنها مقدر شده است ، جريان مىيابند .
فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً
: همين كه سيلابها بجريان در مىآيند ، بر روى آنها كف ، ظاهر مىشود . بدينترتيب خداوند متعال ، حق و اسلام را به آب نافع و باطل را به كف زايل شونده ، تشبيه كرده است .
ابن عباس گويد : اين مطلب ، مثلى است براى قرآن كريم ، كه از آسمان نازل شده است . دلهاى مردم مثل همان واديها به اندازهء ظرفيت خود ، از قرآن كريم بهرهمند ميشوند . آنان كه اهل يقينند و آنان كه دستخوش شك و ترديدند ، هر كدام به اندازهء خود از قرآن بهرهمند مىشوند ، بنا بر اين يقين مردم تشبيه به آب و شك مردم ، تشبيه به كف شده است .
تا اينجا مثل اول ، به پايان مىرسد . سپس به بيان مثل دوم پرداخته ، مىفرمايد :
وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ
: در اينجا مورد مثال ، چيزهايى است كه در آتش ذوب ميشوند مثل : طلا ، نقره ، مس و . . . اينها را مردم در كورهها ذوب مىكنند تا بوسيلهء آنها وسائل زندگى و زر و زيور و ديگر پيرايهها فراهم آورند . بديهى است كه فلزات نيز هنگام ذوب شدن ، مواد خارج را همچون كفى بدرنگ از خود خارج مىسازند و قسمت خالص شدهء آنها در زير باقى مىماند . حق به آن مادهء خالص و باطل به كف چركين روى آن تشبيه شده است .
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ
: خداوند براى حق و باطل ، چنين مثل مىآورد تا در بلاد منتشر گردد و مردم به آن تمثل جويند .
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً
: كف ، قابل استفاده نيست و سرانجام باطل و تباه مىشود .