بدينترتيب ضرب المثلهاى آموزندهء قرآنى به پايان مىرسد و در آيهء بعد ، مطلب ديگرى آغاز مىشود .
لِلَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنى
: آنان كه دعوت خداوند را اجابت كنند ، براى آنهاست نيكى و خوشى .
آنچه در بارهء استقلال اين آيه و عدم ارتباط آن به آيهء پيش گفتيم از حسن و بلخى است . لكن برخى گفتهاند : اين آيه نيز دنبالهء آيهء قبل و تتمهء ضرب المثلهاست و مقصود اين است كه : آنچه باقى مىماند و دوام دارد ، مردمى هستند كه خداوند را اجابت كنند و آنچه همچون حبابهاى كف مىتركد و زايل مىشود ، مردم معاند و سركشند .
حسن و جبائى گويند : مقصود اين است كه : كسانى كه دعوت خدا را اجابت كرده ، ايمان آورند ، بهشت نصيبشان مىشود . ابو مسلم گويد : يعنى خصلت پسنديده و حالت نيكو و بهشت ، براى آنهاست .
وَ الَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ
:
و كسانى كه دعوت خداوند را اجابت نكنند ، اگر همهء ثروت زمين و مثل آن را دارا باشند و بخشش كنند ، تا از عذاب و گرفتاريها رها گردند ، از آنها پذيرفته نميشود .
أُولئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسابِ
: در اينباره اقوالى است :
1 - ابراهيم نخعى گويد : مقصود از « سوء حساب » اين است كه همهء گناههاى آنها به حساب آورده مىشود و هيچگونه عفو و مغفرتى شامل حالشان نميشود . مؤيد آن حديثى است كه مىگويد : « كسى كه در حسابش مناقشه كنند ، معذب خواهد بود » بنا بر اين منظور از « سوء حساب » مناقشه در حساب است .
2 - محاسبهء آنها همراه با سركوفت و توبيخ است . حال آنكه حساب مؤمن ، برايش شادى بخش است . اين قول از جبائى است .
3 - مقصود اين است كه كار نيكى از آنها پذيرفته نميشود و گناهى از آنها بخشوده نميشود . اين قول از زجاج و مروى از امام صادق ( ع ) است .