از راهها كج هستند و اگر بخواهد ، همه شما را به راه راست هدايت مىكند . خداست كه از آسمان آبى نازل كرد . براى شماست از آن آب ، نوشابهاى و از آن آب ، درختانى كه در آنها - حيوانات را - مىچرانيد . بوسيلهء باران كشتزارها و درختان زيتون و نخل و انگور و ديگر ميوهها را مىروياند . در اين كار ، براى مردم انديشنده ، دلالتى است .
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما مسخر كرد و ستارگان در تسخير امر اويند . در اين كار براى مردم عاقل ، نشانهها و دلايلى است . و مسخر كرد آنچه را كه در زمين برنگهاى مختلف ، براى شما آفريده است . در اين كار براى مردمى كه متذكر شوند ، آيت و دلالتى است .
قرائت :
حماد و يحيى از ابو بكر ، از عاصم ، « ننبت » و ديگران « ينبت » خواندهاند .
قرائت ياء ، بخاطر اين است كه در آيهء قبل « انزل » به صورت غايب به كار رفته است .
مع الوصف ، قرائت نون هم ممتنع نيست .
و الشمس و القمر و النجوم مسخرات : ابن عامر همه را برفع خوانده است .
حفص از عاصم « الشمس و القمر » را به نصب و « النجوم مسخرات » را به رفع خوانده است .
ديگران همه را به نصب خواندهاند . ابو على گويد : در « الشمس و القمر و . . . » نصب بهتر است ، تا عطف به سابق باشد ، بنا بر اين « مسخرات » حال تأكيدى است . مثل « هو الحق مصدقاً » . وجه قرائت ابن عامر اين است كه « الشمس و القمر و النجوم » را مبتدا و « مسخرات » را خبر دانسته است . وجه قرائت حفص اين است كه : « سخر النجوم مسخرات » صحيح نيست ، بنا بر اين « النجوم مسخرات » را مبتدا و خبر دانسته و به همين دليل ، بايد در قرائت نصب ، تقدير جمله : « و جعل النجوم مسخرات » باشد .
لغت :
قصد : راست بودن راه . « طريق قصد » راهى است كه به مقصد مىرسد .
جائر : منحرف از حق .
شجر : آنچه كه از زمين برويد و داراى تنه و برگ باشد . جمع آن « اشجار » .