نعلق فى مثل السوارى سيوفنا * و ما بينهما و الكعب غوط نفانف
يعنى : مردان ما آن چنان هيكلى بلند و سطبر دارند كه چون شمشير را به گردن آويزند ، از شمشير تا پاى ايشان فاصلهء زيادى است . در اينجا « الكعب » را عطف كرده است بر هاء « بينها » .
وى گويد : ممكن است « مَن » در محل رفع باشد ، زيرا كلام به پايان رسيده و تقدير چنين است : « و لكم فيها من لستم له برازقين » . زجاج گويد : قول اول بهتر است .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ
: « من » زائده و « شىء » مبتدا و « عندنا » خبر و « خزائنه » مرفوع است به ظرف .
مقصود :
پس از ذكر آسمان و دلائلى كه در آن موجود است ، به بحث در بارهء زمين پرداخته ، مىفرمايد :
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها
: و زمين را از لحاظ طول و عرض ، گسترش داديم .
وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ
: و در آن كوههايى استوار ، در افكنديم .
وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ
: ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد گويند : يعنى از هر چيز مقدور و معلومى در زمين رويانيديم . حسن گويد : يعنى از هر چه كه معمولا وزن مىشود - مثل طلا ، نقره ، مس و . . - در زمين بوجود آورديم . ابو مسلم گويد : مقصود تمام چيزهايى است كه از زمين خارج مىشود . علت اينكه فقط چيزهاى كشيدنى را در اينجا ذكر مىكند و چيزهاى پيمودنى را ذكر نمىكند ، اين است كه :
1 - چيزهاى پيمودنى نيز منتهى به وزن مىشود ، بنا بر اين اصل وزن است نه كيل . 2 - در « وزن » معناى « كيل » نيز نهفته است ، زيرا وزن ، مساوى كردن چيزى با چيزى است . اين معنى در كيل نيز ثابت است .
دانشمند بزرگوار ، مرحوم سيد مرتضى اين قول را رد كرده ، گويد : ظاهر آيه ، خلاف اين گفتار را اثبات مىكند ، زيرا مقصود از « موزون » مقدارى است كه به اندازهء حاجت باشد ، نه كم ، نه زياد . آن هم زيادى كه مضر و بيهوده باشد . مثلا هر گاه بگويند :