تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
پيروى كنيم . آيا شما در دنيا سوگند نمىخورديد كه زوالى نداريد ؟ و در ديار كسانى ساكن شديد كه به خود ستم كردند و براى شما آشكار شد كه ما با آنها چه كرديم و براى شما مثلهايى زديم .

لغت :

اهطاع : شتاب كردن . شاعر گويد :
بدجلة اهلها و لقد اراهم * بدجلة مهطعين الى السماع
يعنى : اهل دجله را مىبينم كه براى شنيدن آوازها شتاب دارند . اقناع : بلند كردن سر . شاعر گويد :
يباكرن العضاه بمقنعات * نواجذهن كالحدء الوقيع
يعنى : شترها درختان خاردار را با گردن‌هاى بلند خود مىخورند و دندانهاى آنها مانند تيشهء تيز است . طرف : چشم ، نگاه كردن و بستن چشم . افئدتهم هواء : دلهاى آنها بر اثر خوف و ناراحتى گنجايش چيزى ندارد . در اينجا دلها را به هوا تشبيه كرده است . حسان گويد :
الا بلغ ابا سفيان عنى * فانت مجوف نخب هواء
يعنى : ابو سفيان را از جانب من ابلاغ كنيد كه كم دل و ترسوست . اجل : پايان مدت .

اعراب :

يَوْمَ يَأْتِيهِمُ
: مفعول به براى « انذر » و ظرف نيست . فيقول : عطف بر « يأتى » و جواب امر نيست . چه اگر جواب بود ، رفع و نصب آن جايز بود .
تَبَيَّنَ لَكُمْ
: فاعل اين فعل محذوف است ، به تقدير « تبين فعلنا » البته فاعل « كيف » نيست ، زيرا ما قبل آن در آن عمل نمىكند . كيف : منصوب است به « فعلنا »