داده است ، بنا بر اين هر چه در زندگى انسان مورد نياز باشد ، از جانب خداوند عطا شده است . نظير :
« خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
( بقره 29 : هر چه در زمين است براى شما آفريد ) و هيچ كس را تخصيص نداده است . برخى گويند : يعنى از هر چه كه خواسته و نخواستهايد ، به شما داده است . بنا بر اين « ما » نكرهء موصوفه و جمله صفت آن است . حذف جملهء معطوف مثل :
« سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ »
( نحل 18 : به تقدير و البرد . يعنى : جامههايى كه شما را از سرما و گرما حفظ مىكند ) و آنچه حذف نشده ، دليل محذوف است .
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
: شما قادر بر شمارش نعمتهاى خدا نيستيد ، زيرا تعداد آنها بسيار است . « نعمة » اسمى است كه جانشين مصدر شده و از اينرو جمع بسته نشده است . بنا بر اين منعم حقيقى خداوند و تنها او سزاوار عبادت است .
از طليق بن حبيب روايت است كه : حق خداوند بزرگتر از اين است كه بندگان بتوانند ادا كنند . زيرا نعمتهاى او از حدّ شمارش خارج است . لكن شما مىتوانيد هر صبح و شام توبه كنيد .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
: انسان در حق خود بسيار ظلم مىكند و فراوان نسبت به نعمتهاى پروردگار ، ناسپاسى مرتكب مىشود . برخى گويند : يعنى : انسان در سختىها شكايت و ناله مىكند و نعمتها را جمع و از ديگران منع مىنمايد . در اينجا منظور همهء انسانها نيست . بلكه مثل :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »
( عصر 2 : انسان در زيان است ) منظور پارهاى از افراد است .
نظم آيات :
قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ
: متصل است به
« قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ »
زيرا بدنبال تهديد و وعيد ، وعدهء ثواب و پاداش آمده است .
آيهء دوم ، به آيهء
« وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً »
متصل است ، زيرا پس از بيان شرك و بت پرستى آنها ، بيان مىكند كه خداوندى كه سزاوار پرستش است ، كسى است كه :
آسمانها و زمين را آفريده و . . .