تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

ترجمه :

كافران به پيامبران خويش گفتند : شما را از زمين خويش بيرون مىكنيم ، جز اينكه بكيش ما باز گرديد . خداوند به ايشان وحى كرد كه ستمكاران را هلاك مىكنيم و شما را پس از ايشان در زمين سكونت مىدهيم . اين است پاداش كسى كه از مقام من و وعيد من بترسد و آنان از خداوند طلب فتح كردند و هر جبار معاندى ، نوميد است . از پس او جهنمى است كه از آب چركين به او مىدهند . كه مىنوشد ولى از شدت تنفر نزديك است كه ننوشد و مرگ ، او را از هر جا ، فرا مىرسد و نمىميرد و از پس او عذابى سخت است . مثل آنان كه به پروردگارشان كافر شدند اعمالشان مثل خاكسترى است كه در روز تندباد ، به اطراف پراكنده شود . آنها قادر نيستند كه از كردار خود ، چيزى به كف آورند . اين است گمراهى دور از راه صواب .

قرائت :

و استفتحوا : در قرائت غير مشهور از ابن عباس و مجاهد و ابن محيصن ، به كسر تاء آمده است . اگر بفتح تاء خوانده شود يعنى : طلب فتح كردند و اگر بكسر تاء خوانده شود ، فعل امر و عطف بر « فاوحى » است به تقدير « و قال لهم استفتحوا » يعنى : از خدا براى پيروزى بر آنها يارى بخواهيد . چنان كه در حديث است « كان ( ص ) يستفتح بصعاليك المهاجرين » يعنى : پيامبر بوسيلهء تودهء مهاجرين پيروزى بدست مىآورد . برخى گويند : يعنى آنها را جلو مىانداخت و كار خود را با ايشان آغاز مىكرد . علت اينكه قاضى را « فتاح » گفته‌اند ، اين است كه در حق را مىگشايد . فى يوم عاصف : در قرائت غير مشهور ، ابن ابى اسحاق ، به اضافهء « يوم » به « عاصف » قرائت كرده است و معناى آن « فى يوم ريح عاصف » است كه موصوف حذف و صفت بجاى آن نشسته است . در قرائت مشهور نيز « عاصف » به معناى باد سخت است .

لغت :

استفتاح : طلب فتح و پيروزى . خيبت : رستگار نشدن . ضد « نجاح » يعنى رستگار شدن .