و ارغب فيها عن لقيط و رهطه * و لكننى عن سنبس لست ارغب
يعنى : بدخترم از لقيط و قبيلهاش اعراض مىكنم . لكن از قبيلهء « سنبس » اعراض نمىكنم . ( در اينجا « فيها » يعنى « بها » )
وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ
: و گفتند : ما منكر رسالت شما هستيم و در دين شما شك داريم و احتمال مىدهيم كه شما از اين راه در صدد بدست آوردن رياست و مقام هستيد و دروغ مىگوئيد .
قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
: در اين هنگام پيامبران به ايشان گفتند : آيا با وجود دلائل بسيار بر توحيد ذات و صفات ، در بارهء خداوندى كه آفريدگار و پديد آورندهء آسمانها و زمين است ، ترديدى است ؟ بديهى است كه احدى جز خداوند ، بر اين كارها قدرت ندارد ، بنا بر اين لازم است كه به يكتايى پرستيده شود و ديگرى كه بر اختراع اجسام ، قدرتى ندارد ، پرستيده نشود .
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
: خداوند شما را دعوت به ايمان مىكند ، تا به شما سود برساند ، نه زيان . مقصود از
« مِنْ ذُنُوبِكُمْ »
اين است كه برخى از گناهان شما را بيامرزد ، زيرا خداوند گناه شرك را نمىآمرزد . جبائى گويد : درست است كه « من » براى تبعيض است ، لكن در معناى آن توسعه داده شده و مقصود ، آمرزش همهء گناهان است .
وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
: خداوند شما را تا وقت مرگ مهلت مىدهد و كيفر شما را موكول به بعد از مرگ مىكند .
قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا
: به پيامبران خود مىگفتند : شما هم بشرى هستيد مثل ما و مىخواهيد ما را از پرستش بتها - كه كار نياكانمان بوده است - بازداريد .
فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
: بنا بر اين براى اثبات مدعاى خود و ابطال راه و رسم ما بايد دلائل روشنى نشان دهيد و بياوريد .
علت اينكه : چنين مىگفتند ، اين است كه معتقد بودند كه معجزات پيامبران معجزه