آنها را تكذيب و گفتار آنها را رد كنند . بنا بر اين ضمير « ايديهم » به كفار و ضمير « افواههم » به انبيا بر مىگردد . گويى آنها هنگامى كه سخن پيامبران را مىشنيدند ، با دستهاى خود به دهان آنها اشاره مىكردند ، تا آنها را ساكت كنند .
3 - كلبى گويد : يعنى دستها را بر دهان خود مىگذاشتند و بدينوسيله به پيامبران اشاره مىكردند كه ساكت شوند و از دعوت آنها خوددارى كنند . ما هم هر گاه بخواهيم كسى را ساكت كنيم ، همين كار را انجام مىدهيم . بنا بر اين هر دو ضمير به كفار بر مىگردد .
4 - هر دو ضمير به پيامبران بر مىگردد و منظور اين است كه آنها دست پيامبران را مىگرفتند و بر دهانشان مىگذاشتند ، تا ساكت شوند و سخنشان قطع شود . پيامبران هم از هدايت آنها مأيوس شده ، سكوت مىكردند .
اينها همه ، بنا بر اين است كه : « ايدى » و « افواه » حمل بر معناى حقيقى شوند .
كسانى كه حمل بر معانى مجازى كردهاند ، نيز در بارهء آن اختلاف كردهاند : برخى گفتهاند منظور از « ايدى » دلائلى است كه پيامبران بر زبان مىآوردند و مقصود اين است كه : دلائل آنها را بدهانشان باز مىگرداندند و استماع نمىكردند . مجاهد و قتاده گويند : يعنى گفتار پيامبران را رد و تكذيب مىكردند . ابو عبيده و اخفش گويند :
يعنى امر خدا را ترك و از قبول آن خوددارى مىكردند . قتيبى گويد : شنيده نشده است كه عرب از اين تعبير ، ترك امر را اراده كند . بلكه مقصود اين است كه آنها از روى خشم و غضب ، دستها را بدندان مىگرفتند . چنان كه شاعر گويد :
« يردون فى فيه عشر الحسود »
يعنى : آنها چنان حسود را به خشم مىآورند كه ده انگشت خود را بدندان مىگيرد . شاعر ديگرى گويد :
قد افنى انامله ازمه * فاضحى يعض على الوظينا
يعنى : از شدت غضب ، انگشتان خود را آن قدر گزيد كه همه را از بين برد و حالا پشت دست و ذراع را دندان مىگيرد ! مجاهد گويد : يعنى پندها و اندرزهاى حكيمانهء انبيا را رد مىكردند . بنا بر اين « فى » به معناى « باء » است . فراء گويد : برخى چنين گفتهاند :