آنها و آنها براى مردم بيان كنند ، هر پيامبرى را نيز به زبان قومش فرستاديم تا دين را براى مردم آشكار سازند .
فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
: سپس جملهء ديگرى را آغاز كرده ، مىفرمايد : هر كه را بخواهد و مستحق كيفر باشد ، گمراه مىكند و هر كه را بخواهد بلطف خود هدايت مىكند . برخى گويند : يعنى نسبت به آنها كه شايستگى دارند لطف مىكند و نسبت به ديگران لطف نمىكند و گمراه مىشوند . بنا بر اين هر كس كه تفكر و تدبر كند ، هدايت مىيابد و خداوند او را استوار مىسازد و هر كس كه اعراض كند ، خداوند او را به حال خود وامىگذارد .
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
: خداوند صاحب قدرت و حكيم است .
هم اكنون در بارهء رسالت موسى ، مىفرمايد :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
:
ما موسى را با معجزات و دلائل روشن فرستاديم و به او مأموريت داديم كه قوم خود را از تاريكيها بسوى نور رهنمون شود ، بديهى است كه آنها بوسيلهء دعوت موسى اهل ايمان شده ، از كفر خارج مىشوند ، بنا بر اين عامل خارج شدن آنها از كفر بايمان ، موسى است .
وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ
، در اين باره اقوالى است :
1 - ابن زيد و بلخى گويند : يعنى به موسى امر كرديم كه قوم خود را به ياد حوادث گذشته و بلاهايى كه گريبانگير امم پيشين شده است بيفكند ، تا آنها بترسند .
مؤيد اين معنى شعر عمرو بن كلثوم است :
و ايام لنا غر طوال * عصينا الملك فيها ان ندينا
يعنى : چه روزگار درخشان طولانى كه پادشاهى عمرو بن منذر را گردن ننهاديم و بدين او در نيامديم ! بنا بر اين ، مقصود ، ايامى است كه خداوند از گرد نفر از ان انتقام گرفته است .
2 - ابن عباس و ابى بن كعب و حسن و مجاهد و قتاده گويند : يعنى آنها را به ياد