و عاصم و ابن عامر و يعقوب و سهل « فنجى » - به دو نون و تخفيف جيم و سكون ياء خواندهاند .
ابو على گفته : كسى كه « كذبوا » بتشديد خوانده ضمير جمع را در « ظنوا » به - رسولان برگردانده يعنى رسولان يقين كردند - يا پنداشتند - كه مردم تكذيبشان كردهاند .
و كسى كه « كذبوا » بتخفيف خوانده او نيز به همين قسم معنى كرده يعنى يقين كردند - يا پنداشتند - كه تصديقشان نكنند . و هر دو دسته بآيات ديگرى هم كه بتشديد و تخفيف در قرآن آمده استشهاد كردهاند .
و ممكن است ضمير را در « ظنوا انهم قد كذبوا » بمردم بازگردانيم ، يعنى مردم گمان - يا يقين - كردند كه پيغمبران به آنها دروغ گفتند كه تهديدشان كردند و گفتند :
چنانچه ايمان نياوريد عذاب بر شما نازل گردد ، و اين گمان - يا يقين - بدانجهت براى ايشان پيدا شد كه ديدند خدا مهلتشان داده و عذابشان دير شد .
و اگر كسى بگويد : چگونه ضمير را به آنها بر ميگردانيد در صورتى كه ذكرى از آنها در پيش نشده ؟
گوئيم : سياق كلام دلالت بر آنها مىكند ، و نظائر آن در قرآن هست ، و گذشته از اين نام آنها نيز در پيش برده شده در آنجا كه فرموده :
« أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا . . . »
و اما اگر كسى خيال كند كه ضمير به رسولان بر ميگردد ، يعنى رسولان گمان كردند كه وعدهء خدا دروغ شده و دروغ به آنها خبر داده است ؟ حرف بزرگى زده و هرگز انتساب اين سخن به پيغمبران الهى جايز نيست و بلكه به بندگان صالح خدا نيز ( كه مقامشان پائينتر از انبياء الهى است ) چنين نسبتى جايز نمىباشد .
و ابى المعلى از سعيد بن جبير نقل كرده كه وى در معناى اين آيه گفت : يعنى رسولان از ايمان قوم خود مأيوس شدند ، و قوم آنها نيز گمان كردند كه پيغمبران در سخنى كه بدانها گفتند تكذيب شدهاند . . . در اينوقت نصرت و يارى خدا آمد .