تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
دروغ گفته‌اند . . . ضحاك كه اين معنى و قرائت را شنيد گفت : چنين چيزى تا بامروز نديده بودم و اگر براى فهم اين مطلب بيمن رهسپار ميشدم اندك بود .
« جاءَهُمْ نَصْرُنا »
يعنى در اينوقت كه از آمدن عذاب بر كفار مأيوس شدند يارى ما بر ايشان آمد .
« فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ »
و ما هر كه را بخواهيم - يعنى همان مردمان با ايمان را - از عذاب نجات دهيم .
« وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ »
و عذاب ما از مردمان مجرم يعنى مشركان بر نگردد .
« لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ »
يعنى در داستانهاى يوسف و برادرانش عبرت و پند و بينايى است ، زيرا چنانچه ديديم وى پس از افتادن در چاه و بردگى و رفتن بزندان فرمانروا و پادشاه گرديد و ببرادران و خاندان خود رسيد ، و برخى گفته‌اند : يعنى بيان اين داستان با اين الفاظ فصيح و معناى زيبا از پيغمبرى كه كتاب نخوانده و داستانى نشنيده عبرت و پندى است و بزرگترين دليل بر صحت نبوت و صدق گفتار او است .
« ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى »
و آنچه محمد بيان كرده يا بر وى نازل گرديده سخنى نيست كه بدروغ بهم بافته و از پيش خود ساخته باشد .
« وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ »
بلكه تصديق كتابهايى است كه از پيش آمده و در دست مردم است ، زيرا وى بر طبق همان بشارتهايى كه در كتابهاى گذشته است بسوى مردم آمده - و اين معنى از حسن و قتاده نقل شده - .
« وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ »
و بيان هر چه از حلال و حرام و احكام ديگر اسلام كه مورد نياز است در اين كتاب موجود است .
« وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »
يعنى دلالت و راهنمايى و رحمت و نعمتى است كه مردمان با ايمان از نظر علم و عمل از آن منتفع و بهره‌مند گردند . و اينكه مردمان با ايمان را به اين معنى اختصاص داد براى آنست كه تنها ايشان هستند كه از آن