تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اهل سرقت و دزدى نيستيم زيرا كسى كه چيزى را بيابد و آن را به صاحبش بازگرداند سارق نيست . و قول ديگر آنست كه برادران يوسف وقتى وارد مصر شدند هر كدام دهان مركب و چهارپايى را كه همراه خود داشت بسته بود كه از زراعت مردم نخورند ، و اين گفتارشان اشاره به آن كار است . و از اين گفتار برادران معلوم مىشود كه رفتارى كه قبلا با يوسف كرده بودند در حال كودكى و كامل نبودن عقل از آنها سر زده بود زيرا با اين جمله كه گفتند :
« ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ »
افساد در زمين را از خود نفى كرده و خود را افراد مصلح و صالحى ميدانستند .
« قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ »
منادى يوسف گفت : سزاى دزدى چيست اگر شما در اين گفتارتان دروغگو باشيد ؟ و يا معناى جمله اين است كه سزاى آن كسى كه دزدى كرده چيست ؟
« قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ »
برادران گفتند : سزاى سرقت همان سارق است . يعنى همان كسى كه مال سرقت شده در بارش پيدا شود ، يعنى قانون در ميان بنى اسرائيل و پادشاه اين است كه سارق را مدت يك سال ببردگى برگيرند و نگهدارند - و اين معنايى است كه حسن و سدى و ابن اسحاق و جبائى گفته‌اند - و ضحاك گفته : كيفر دزد در قانون فرزندان يعقوب آن بود كه او را به خدمتكارى خود برگيرند و به اندازه سرقتى كه كرده بود به صورت بردگى پيش خود نگاه دارند ، و در قانون پادشاه مصر حكم وى آن بود كه او را زده و بضمانت او حكم كنند ، و قول ديگر آنست كه يوسف از آنها پرسيد : كيفر سارق در نزد شما چگونه است ؟ گفتند : كيفرش آنست كه خود او را بسزاى اين كار مأخوذ دارند .
« كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ »
و ما دزدان را اين گونه كيفر ميكنيم يعنى وقتى دزدى كرد به صورت بردگى در ميآيد ، و برخى گفته‌اند : اين جمله پاسخى است كه يوسف به برادران داد .
« فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ »
يوسف براى رفع تهمت قبل از بازرسى بار ابن