تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
برادر پدر و مادرى خود ( ابن يامين ) را پيش خود برد و در منزل خود جايش داد ، و از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرموده : چون برادران بنزد يوسف رفتند - گفتند : اين است كه آن برادرى كه دستور دادى او را همراه خود بياوريم ، يوسف آنها را در اين كار تحسين كرد و سپس مجلس ضيافتى براى آنها ترتيب داد و گفت : هر يك از شما با برادر مادرى خود بر سر يك خوان طعام بنشينيد ، آنها به ترتيب هر دو نفر بر سر يك خوان نشستند ، فقط ابن يامين بود كه تنها ماند ، يوسف پرسيد : تو چرا نمىنشينى ابن يامين گفت : تو فرمودى : هر يك با برادر مادريش سر يك خوان بنشينند و من در ميان اينها برادر مادرى ندارم ، يوسف پرسيد : مگر تو برادر مادرى نداشتى ؟ گفت : چرا . يوسف پرسيد : پس چه شد ؟ گفت : اينان ميگويند : گرگ او را دريده ؟ يوسف پرسيد : تو در فراق او چه اندازه اندوهناك هستى ؟ گفت : به اين اندازه كه خدا يازده پسر به من داد و نام هر يك را از نام آن برادر مشتق ساخته و نام او گذاردم ، يوسف گفت : با اينوصف اساساً تو چگونه پيش زنان رفتى و لذت فرزند بردى ؟ ابن يامين گفت : من پدر صالحى دارم كه او به من گفت : ازدواج كن شايد خداوند به تو فرزندى بدهد و زمين بتسبيح او سنگين گردد ، يوسف گفت : اكنون بيا و در كنار من بر خوان غذا جلوس كن ، برادران كه اين جريان را مشاهده كردند گفتند : براستى كه خداوند يوسف و برادرش را بر ما برترى داده تا جايى كه پادشاه او را بر خوان خود مىنشاند .
« قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ »
يوسف خود را به دو معرفى كرد ، و بعضى گفته‌اند : يعنى يوسف به دو گفت : من بجاى آن برادرت كه هلاك شده هستم ، و به اين ترتيب او را دلدارى داد ولى خود را معرفى نكرد .
« فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
وهب و شعبى گفته‌اند : يعنى از آنچه در گذشته برادران با تو كرده‌اند محزون و غمگين مباش .
« فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ »
و چون آذوقهء آنها را داد و براى هر كدام بار شترى مقرر داشت .
« جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ »
دستور داد تا پيمانه را در بار برادرش بگذارند ،
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 265 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد هاشم رسولي محلاتى