امتحان كنيم و بدون آنكه خوابى به بينند بنزد او آمده و چنين گفتند . - و اين معنايى است كه از ابن مسعود نقل شده - و مجاهد و جبائى گفتهاند : راست گفتند و حقيقتاً چنين خوابهايى ديده بودند منتهى وقتى تعبير يوسف را شنيدند منكر شدند و انكارشان دروغى بود . و ابى مجلز گفته : آنكه مصلوب گشت و بر سردار رفت دروغ ميگفت و آن ديگرى راست ميگفت ، و همين معنى را على بن ابراهيم نيز از ائمهء اطهار عليهم السلام روايت كرده است . و معناى آيه اين است كه يكى از آن دو كه همان ساقى شاه بود گفت : شاخهء درخت انگورى را در خواب ديدم كه سه خوشه در آن بود و من آن سه خوشه را چيده و در جام شاه فشردم و بدست او دادم ، و جملهء
« أَعْصِرُ خَمْراً »
تقدير آن « اعصر عنب خمر » است يعنى انگورى كه فشردهاش شراب بود و باصطلاح ادبى مضاف در تقدير است كه از كلام حذف شده ، زجاج و ابن انبارى گفتهاند : رسم عرب اين است كه در جايى كه معنى معلوم باشد و اشتباهى رخ ندهد نام چيزى را كه بعداً از چيز ديگرى توليد مىشود روى آن چيز ميگذارند مثلا ميگويند : فلانى آجر مىپزد يا شيره مىجوشاند در صورتى كه در مثال اول خشت مىپزد و در مثال دوم آب انگور مىجوشاند ، و برخى گفتهاند : عرب انگور را خمر مينامند و اصمعى از معتمر بن سليمان نقل كرده كه وى مرد عربى را كه انگور همراه داشت ديدار كرد و از وى پرسيد : چه همراه دارى ؟ گفت : خمر ، و ضحاك نيز همين قول را اختيار كرده ، و روى اين قول معناى آيه اين مىشود كه « من در خواب ديدم انگور مىفشارم » .
« وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ »
و آشپز شاه گفت : من در خواب ديدم گويا روى سرم سه عدد زنبيل بود كه در ميان آنها نان و انواع غذاها بود و مرغان چنگالدار ( و پرندگان درنده ) از آن ميخوردند .
« نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ »
ما را از تعبير اين خواب خبر ده .
« إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ »
كه ما تو را از مردان نيكو كار مىبينيم كه به ديگران احسان ميكنى و كارهاى نيك انجام ميدهى . ضحاك گفته : رسم يوسف در زندان آن بود كه اگر جاى كسى تنگ بود توسعه در جا ميداد و اگر نيازمند ميشدند رفع نيازشان