گفت : اين غلام مرا در ميان مردم رسوا كرده چون بمردم ميگويد : كه من از او كام خواسته و او را به خود دعوت كردهام ، و من نيز راهى براى دفاع خود ندارم ، يا به من اجازه بده تا بميان مردم رفته و عذر خود را بگويم و از خود دفاع كنم و يا - همانطور كه مرا در خانه زندانى كردهاى - او را نيز بزندان بيفكن .
عزيز مصر پس از اين ماجرا با علم ببراءت و پاكدامنى يوسف او را بزندان افكند .
و برخى گفتهاند : منظورش از زندان كردن يوسف اين بود كه بمردم وا نمود كند كه مقصر يوسف بوده و زليخا گناهكار نبوده است ، زيرا معمولا شخص مجرم و بزهكار را بزندان ميأندازند .
و قول ديگر آنست كه زندان در نزديكى زليخا بود و ميخواست تا يوسف در نزديكى او منزل كند كه هر زمان مايل ديدار او شود در بلندى برود و او را ببيند .
و در معناى جملهء
« حَتَّى حِينٍ »
نيز كه چه مدت منظور بوده اختلاف است ، عكرمة گفته : هفت سال ، و كلبى گفته : پنج سال ، و جبائى گفته : تا وقتى كه داستان زليخا فراموش شود و از سر زبانها بيفتد .