تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ميگردد ، و اگر لطف او شامل حالش گردد از گناه خوددارى خواهد كرد ؟ در پاسخ مىگوييم : چون يوسف شهوت بشرى را در نفس خود مشاهده ميكرد ، و ميدانست اگر لطف خدا نباشد روى مقتضاى شهوت بشرى دچار گناه ميگردد ، و از آن سو ميدانست كه خداى سبحان پيمبران خود را بوسيلهء الطاف خود حفظ مىكند و اگر دربارهء كسى اين لطف را نداشته باشد او را بمقام نبوت مبعوث نكند . و جبائى گفته : از اين آيه معلوم مىشود كه دعا در مورد كارى هم كه انجام آن حتمى است و خدا قطعاً آن را انجام خواهد داد جايز است و مىشود به صورت دعا آن را از خدا درخواست كرد ، بدليل اينكه يوسف ميدانست كه مورد لطف خدا است و خدا حتماً او را از گناه حفظ خواهد كرد و با اينحال آن را به صورت دعا از خدا خواست ! ولى با آن بيانى كه ما كرديم پاسخ اين حرف معلوم مىشود زيرا همانطور كه گفتيم : ممكن است لطف حق در چنين مواردى بستگى بدعاى بندهء خدا داشته باشد كه اگر بنده دعا نكند چنين لطفى از خدا به دو نرسد ، و سؤال يوسف روى همين نكته و علت بود كه احتمال ميداد اگر دعا نكند مشمول لطف خدا نشود ، و نزول لطف حق در اينمورد مشروط و معلق بر دعاى او باشد .
« إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
كه براستى خدا نسبت بدعاى بندهء خود شنوا است و نسبت به اخلاص او در دعا و مصالح و مفاسد او در اجابت آن دانا و آگاه است .
« ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ »
سپس براى آنان يعنى براى شاه يا براى زليخا و اعوانش آشكار شد . . . و منظور از « آيات » همان نشانه‌هايى بود كه دلالت بر پاكدامنى و برائت يوسف از گناه داشت مانند دريده شدن پيراهن از پشت سر ، و بريدن دستها و امثال آنها - و اين معنايى است كه قتاده و ديگران براى اين جمله كرده‌اند - و قول ديگر آنست كه منظور از آيات ، آن نشانه‌هايى بود كه اميد زليخا ( و زنان مصرى ) را از او قطع ميكرد .
« لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ »
يعنى براى آنان آشكار شد ( و صلاح چنان ديدند ) كه تا مدتى او را زندانى كنند . سدى گفته : جريان از اين قرار بود كه زن عزيز به شوهرش
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 212 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد هاشم رسولي محلاتى