« قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ »
به زليخا گفت اين نيرنگ شما ( زنان ) است كه براستى نيرنگ شما بزرگ است ، و برخى گفتهاند : اين جمله دنبالهء سخن همان شاهد و گواه است و اينكه نيرنگ و مكر زنان را ببزرگى توصيف كرده بدانجهت بود كه آن زن وقتى شوهر خود را دم در ديد بدون اينكه كوچكترين واهمه و دهشتى به او دست دهد و در كار خود سرگردان و متحير شود بلا درنگ گناه را به گردن يوسف عليه السلام انداخت ( و خود را بىتقصير و بلكه به صورت مدّعى جلوه داد ) و ديگر آنكه تأثير نيرنگ زنان - اگر چه كم باشد - در دل مردان بيشتر از حيله و نيرنگ مردان است اگر چه نيرنگشان زياد باشد .
« يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا »
بگفتهء ابن عباس : يعنى شاهد مزبور بيوسف گفت :
اى يوسف از اين داستان در گذر و ديگر از اين مقوله سخنى بر زبان نياور كه در شهر شايع نشود ، و برخى گفتهاند : گويندهء اين حرف همان شوهر زليخا بود . و ابو مسلم و جبائى گفتهاند : معناى اينجمله آنست كه اى يوسف از اين ماجرا درگذر و براى اثبات پاكدامنى و برائت خويش آن را جايى نقل نكن زيرا پاكدامنى و برائت تو آشكار شد .
سپس رو بزليخا كرده گفت :
« وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ »
و از شوهرت بخواه تا تو را بكيفر اين گناه و خيانت مؤاخذه و تنبيه نكند .
« إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ »
كه براستى تو از خطا كاران و گنهكاران هستى . و برخى گفتهاند :
شوهر زليخا مرد غيورى نبود و خداوند روى لطفى كه بيوسف داشت غيرت را از وى گرفته بود تا يوسف از شرّش محفوظ بماند ، و از همين رو بود كه بيوسف گفت :
« از اين ماجرا درگذر » و به همين مقدار اكتفاء كرد و بدنبال آن اقدام ديگرى نكرد .
و قول ديگر آنست كه آنها در ضمن بت پرستى خدا را هم مىپرستيدند و معناى
« وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ »
يعنى از خدا آمرزش بخواه و بدرگاه او توبه كن كه گناه از تو بوده و يوسف گناهى نكرده است .