تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و الا گردانيده است و من هرگز به او خيانت نخواهم كرد ، و اينكه او را « رب » خوانده بدانجهت است كه يوسف در ظاهر به صورت بردگى در خانهء او زندگى ميكرد . و بعضى گفته‌اند : ضمير بخداى تعالى بازگردد يعنى خداى سبحان پروردگار من است كه منزلتم را بالا برده و به من احسان كرده و مقام نبوت به من داده و هرگز نافرمانيش نكنم « 1 »
« إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ »
براستى كه ستمكاران رستگار نخواهند شد . و با اينجمله حقيقت ديگرى را گوشزد فرموده كه اگر من اين كار را بكنم ستمكار خواهم بود ، و اين آيه دليل است بر اينكه يوسف حتى بفكر كار زشت و آن عمل قبيح هم نيفتاد ، زيرا كسى كه بفكر چنين عملى بيفتد اين گونه سخن نميگويد .
هامش
( 1 ) - به نظر مترجم وجه دوم - گذشته از اينكه با سياق آيات بعدى و معناى ظاهر آن مناسب - تر است ، زيرا از آيهء بعدى كه فرموده« لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »و در آيهء 100 نيز كه يوسف ميگويد :« قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي . . . »ميتوان استفاده و استشهاد كرد كه منظور از « رب » در اينجا نيز همان خداى تعالى است و فاعل « أحسن » نيز او است - . از اينها گذشته مفهومى كه وجه اول دارد قابل انتساب به پيغمبران الهى و يوسف نيست زيرا بحسب ظاهر معناى اول كه فرمود : چون شوهر تو مربى من است و به من نيكى كرده و منزلتم را و الا گردانيده از اينرو من به دو خيانت نمىكنم . . . مفهومش اين است كه اگر اين جهات نبود شايد اين كار را ميكردم . . . با اينكه خداى سبحان ميخواهد با ذكر اين آيات دامن يوسف عليه السلام را از هر گناه و نافرمانى بحر نحوى كه باشد پاك و مبرا سازد . و اللَّه اعلم . و جهات ديگرى كه وجه دوم را قريب بذهن مىكند .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 191 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد هاشم رسولي محلاتى