تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
من حيث أحتسب و من حيث لا أحتسب » « 1 » . پس از اين دعا بود كه خداوند او را از چاه نجات داده و از مكر آن زن او را محافظت كرد و سلطنت مصر را از جايى كه گمان نميكرد بوى عطا فرمود . و على ابن ابراهيم روايت كرده كه يوسف در چاه اين دعا را خواند : « يا إله ابراهيم و اسحاق و يعقوب ارحم ضعفى و قلة حيلتى و صغرى » « 2 »
« وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ »
و بيوسف وحى كرديم ، حسن گفته : خداوند در همان چاه بيوسف مقام نبوت را عطا فرمود ، و بنجات و فرمانروايى مصر نويدش داد .
« لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
يعنى پس از اين به كار زشتشان آگاهشان خواهى كرد ، و منظور همان جمله‌اى است كه در آخر سوره خداوند ذكر فرموده كه ببرادران گفت :
« هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ . . . »
- آيا هيچ ميدانيد نسبت بيوسف و برادرش چه كرديد ؟ . . .
« وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
يعنى در وقتى كه نميدانند تو همان يوسف هستى . و اين وحى كه در اينجا بيان شده مانند وحيى است كه بساير پيمبران ميشد . و مجاهد و قتاده گفته‌اند : خداوند در همان چاه به او وحى فرمود و او را پيغمبر قرار داد ، و از جمله چيزهايى كه به او وحى شد اين بود كه : حال خود را مكتوم دار ، و در مقابل پيش آمدهاى ناگوار صبر كن كه به زودى رفتار برادران را نسبت به خود به آنها خواهى گفت در وقتى كه تو را نمىشناسند . و بعضى در معناى اين جمله گفته‌اند : يعنى آنها نميدانند كه به تو وحى شده . و برخى گفته‌اند : معناى « لتنبئنهم » يعنى جزاء رفتار آنها را خواهى داد . چنانچه عرب در مورد تهديد كسى كه كار بدى كرده ميگويد « به تو خواهم گفت و معلومت خواهد شد » كه منظور
هامش
( 1 ) - يعنى خدايا از تو ميخواهم كه ستايش مخصوص تو است ، و معبودى جز تو نيست ، اى پديد آرندهء آسمانها و زمين ، اى داراى جلالت و بزرگوارى - از تو ميخواهم - كه درود فرستى بر محمد و خاندان محمد و در كار من گشايش و فرجى قرار دهى و از آنجا كه گمان دارم و از جايى كه گمان ندارم روزيم دهى . ( 2 ) - يعنى اى خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب به ناتوانى و بيچارگى و خردسالى من ترحم فرما .