تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
آنها را وادار بمحافظت و نگهبانى او كرده چنين گفت :
« إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ »
همين كه او را از من دور كنيد مرا غمگين ميسازد ، يا مفارقتش مرا محزون سازد .
« وَ أَخافُ
أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ »
و ميترسم در وقتى كه شما از او غافل هستيد و سر گرم كارهاى خود ميباشيد گرگ او را بخورد . و گفته‌اند : در آن سرزمين گرگ بسيار بود و تصادفاً در آن وقت گرگها بمردم حمله ميكردند و آنها را طعمهء خود ميساختند . و برخى گفته‌اند : يعقوب در خواب ديد مثل اينكه ده تا گرگ بيوسف حمله‌ور شده و ميخواهند او را بكشند ، در اينميان يكى از آن گرگها بحمايت از يوسف برخاست و مانع كشتن او شده تا بالآخره ديد زمين شكافته شد و يوسف در زمين فرو رفت و پس از سه روز از آنجا بيرون آمد ، و همين سبب شد كه يعقوب راه بهانه‌اى بدانها نشان دهد و گرنه خود برادران يوسف نميدانستند چه بهانه‌اى براى كار خود بياورند . و از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت شده كه فرمود : تلقين دروغ به كسى نكنيد ( و راه بهانه و دروغ را به كسى ياد ندهيد ) كه دروغ ميگويد ، چون كه پسران يعقوب نميدانستند كه گرگ انسان را مىخورد تا وقتى كه از پدر شنيدند و يعقوب تلقين بدانها كرد ، و اين دليل بر اينمطلب است كه نبايد راه نشان دشمن داد . و برخى گفته‌اند : يعقوب ترس آن را داشت كه برادران او را بكشند . ولى تصريح به اين سخن نكرد و از روى كنايه آنها را گرگ ناميده و نظر خود را اظهار كرد . و ابن عباس گفته : صريحاً آنها را گرگ خوانده .
« قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ »
اگر با اينحال كه ما پشتيبان يكديگر هستيم و از برادرمان دفاع ميكنيم نتوانيم گرگ را از او دور سازيم تا او را بخورد ، در چنين حالى ما زيانكاريم و مانند آن كسانى هستيم كه بر خلاف ميلشان سرمايهء خود را از دست بدهند . و يا معناى جملهء
« إِذاً لَخاسِرُونَ »
آنست كه ما افرادى ناتوان و ضعيف خواهيم بود . و حسن گفته : به خدا آنها براى يوسف وحشتناكتر و خطرناكتر از