ميدانستند ، و در وقتى كه واجب نبود آن را واجب ميدانستند و بدين ترتيب مردم با پيروى كردن از آنها گمراه ميشدند .
« يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً »
يعنى هنگامى كه بجنگ و كارزار نيازمند ميشوند ماه حرام را حلال ميكنند ، و ماه حلال را حرام ميسازند و ميگويند : ماهى ، به ماه ديگر ، و چون نيازمند نيستند اين كار را نميكنند .
« لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ »
يعنى اينها يك ماه از ماههاى حرام را كه حلال ميكنند بجاى آن يك ماه حلال را حرام ميكنند و بالعكس تا اينكه ماهها در عدد موافقت داشته باشد .
« زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ »
يعنى نفسشان اين كار را براى آنها آراسته و زينت داده ، و حسن گفته : يعنى شيطان براى ايشان آن را آراسته ، و برخى گفتهاند : يعنى خودشان از روى هواى نفس خود اين كار را زيبا دانستهاند .
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ »
تفسير آن گذشت
.