باز ميگردد و حج بايد در همان ماه ذى حجة انجام شود ، و « نسىء » را بدين ترتيب باطل فرمود . « 1 »
« يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا »
يعنى با اين « نسىء » آنان كه كفر ورزيدند گمراه شوند ، و برخى « يضل » - بكسر ضاد - خواندهاند و روى آن قرائت معنا چنين مىشود كه اينها با اين كار ديگران را گمراه ميكنند ، و گمراه ساختن آنها به اين بود كه اين كار را ميكردند تا ماههاى حرامى را كه خدا جنگ در آنها را حرام كرده بود و حج را در قسمتى از آن ماهها واجب فرموده بود حلال كنند ، و در نتيجه ترك حج را در آن وقتى كه خدا واجب كرده بود حلال
هامش
( 1 ) - و خلاصه سخن اين شد كه در معناى نسىء دو وجه گفته شده : يكى آنكه « نسىء » يعنى تأخير انداختن ماه حرام ، بدين ترتيب كه سال را همان دوازده ماه قمرى ميگرفتند و چون روى ماههاى قمرى سه ماه متوالى ماههاى حرام بود و اعراب نيز اهل جنگ و غارت بودند بر آنها سخت بود كه سه ماه متوالى دست از جنگ و غارت بكشند ، بخاطر فقر و بيچارگى كه داشتند و اين كار گاهى منجر به هلاكت و نابودى آنها ميشد از اينرو در صدد چاره بر آمده و گاهى حرمت ماه محرم را - كه ماه سوم بود - به ماه صفر ميأنداختند و ماه محرم شروع بجنگ و غارت ميكردند و ماه صفر را ماه محرم ميگرفتند و دست از جنگ مىكشيدند ، و روى اين تفسير اينها ماهها را همان ماههاى قمرى ميگرفتند لكن حكم برخى از آنها را كه حرمت قتال بود جابجا ميكردند .
و تفسير دومى كه مجاهد و برخى ديگر كردهاند روى اين است كه ميخواستهاند سال قمرى را بسال شمسى منطبق سازند و حج را در فصل معينى را كه هوا مناسب باشد انجام دهند و چون سال قمرى با سال شمسى معمولا ده روز تفاوت دارد از اينرو در هر سه سال يك ماه تفاوت ميكرد در سال سوم يك ماه زياد ميكردند و آن را سيزده ماه ميگرفتند و روى اين حساب مبدء سال سوم اول ماه صفر ميشد ولى آن را محرم ميناميدند ، و حج را قهراً در همان ماه محرم حقيقى انجام ميدادند ، و با گذشتن دو سال ، حج در ماه صفر قرار ميگرفت و همچنين تا يك دور تمام بگردد ، و روى اين تفسير ، آنها براى آنكه سال قمرى را با شمسى منطبق سازند ماهها را جابجا ميكردند نه آنكه حكم را جابجا كنند .
و مؤلف بطور اجمال هر دو تفسير را نقل كرده و بطور واضح معلوم نيست كدام را اختيار فرموده ، زيرا از آغاز كلام او ظاهر مىشود كه تفسير اول را اختيار كرده ، ولى از كلامى كه در تفسير دنبالهء آيه يعنى جملهء « ليضل به الذين كفروا » در توضيح قرائت « يضل » - بضم ياء - ذكر كرده چنين بر ميآيد كه تفسير دوم را اختيار فرموده و اللَّه العالم .