بيان آيهء 34 - 35
شرح لغات
كنز : چيزى را گويند كه رويهم جمع شود .
ذهب و فضه : طلا و نقره . نفطويه گفته : « ذهب » را كه ذهب گفتند بخاطر آن است كه « يذهب و لا يبقى » يعنى ميرود و باقى نماند ، و فضة را كه فضة گفتند بخاطر آن است كه « تنفض اى تتفرق فلا يبقى » يعنى متفرق و پراكنده شود و بجاى نماند و دنبال آن ادامه داده گويد : « و حسبك بالاسمين دلالة على فنائهما » و همين دو نام براى آنكه تو را بفنا و نابودى آن دو راهنمايى كند كافى است .
احماء : داغ كردن و گرم كردن چيزى را گويند . و ضدّ آن تبريد است .
كىّ : چسباندن چيز داغ است بعضوى از بدن .
تفسير :
خداى تعالى وضع حال علماء و راهبان يهود و نصارى را در اين آيه بيان كرده فرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ
الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ »
حسن و جبائى گفتهاند : يعنى در قضاوت رشوه ميگيرند ، و خوردن مال بنا حق و باطل يعنى مالك شدن آن از راههاى حرام ، و چون بيشتر تملكات و تصرفات در اموال بخاطر خوردن است از اينرو تعبير به خوردن مال بباطل شده . و برخى گفتهاند : مقصود پول طعام است و خوردن پول خوراكى مانند خوردن خود آن است چنانچه شاعر گويد :
ذر الاكلين الماء لوماً فما ارى * ينالون خيراً بعد اكلهم الماء « 1 »
هامش
( 1 ) - خورندگان آب را از نظر ملامت و سرزنش واگذار كه به نظر من پس از خوردن آب بخيرى نخواهند رسيد .