غالب گرداند و حجت خود را باتمام رساند ، و اصل « اباء » به معناى خوددارى و جلوگيرى كردن است ، و معناى خوش نداشتن و اكراه در آن ملحوظ نيست . زيرا در مثل گويند : فلانى از ظلم اباء دارد ، و معنايش اين نيست كه ظلم را خوش ندارد زيرا اين موجب مدح نيست چون قوى و ضعيف در اينباره مساوى هستند و آنچه موجب مدح است همان جلوگيرى و خوددارى از ظلم است .
« وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
يعنى با اكراه كافران .
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ »
يعنى محمد - صلى اللَّه عليه و آله - را كه رسالتهاى خود را براى ابلاغ به امت بعهدهء او واگذار كرد .
« بِالْهُدى »
يعنى بحجتها و دلائل و براهين .
« وَ دِينِ الْحَقِّ »
كه همان اسلام باشد ، و هر آنچه اسلام از احكام و دستورات دينى متضمن است كه انجام دهندهاش مستحق ثواب است ، و هر دينى جز آن باطل و موجب عتاب است .
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »
يعنى تا دين اسلام را بوسيلهء حجت و غلبه بر تمام اديان پيروز گرداند بدانسان كه در روى زمين دينى بجاى نماند جز آنكه مغلوب حجت اسلام گردد ، و كسى نباشد كه در حجت و برهان بر مسلمانان پيروز گردد ، و اما از نظر غلبهء ظاهرى نيز چنان شد كه هر دسته از مسلمانان بر ناحيهاى از نواحى مشركان پيروز شدند كفار بنوعى مقهور آنان گشتند . « 1 » و ضحاك گفته : منظور زمان نزول عيسى بن مريم است كه تمام پيروان اديان مسلمان
هامش
( 1 ) - منظور اين است كه اين خبر قرآنى در خارج محقق شد و اين خود يكى از معجزات قرآن است چون قرآن خبر داده كه اسلام بر تمام اديان پيروز خواهد شد ، و تا حدودى چنين هم شد اگر چه مسلمانان بر تمامى كشورهاى مشركان و كفار پيروز نشدند ولى در هر جا اسلام توانست بنوعى شرك و كفر را مقهور خود سازد ، يهود را بنوعى و نصارى و مجوس را نيز بنوعى ديگر و بت پرستان را تا حدود زيادى مقهور خود ساخت ، ولى تفاسير ديگرى كه از اين آيه شده و بخصوص در نظر ما تفسيرى كه امام باقر ( ع ) از اين آيه كردهاند و آن را ناظر به زمان ظهور حضرت مهدى ( ع ) دانستهاند دلچسبتر و بحقيقت نزديكتر است و اللَّه العالم .