بشهرها نوشت : يهود و نصارى را از ورود بمساجد مسلمانان جلوگيرى كنيد ، و دنبال اين آيه شريفه را نوشت :
« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ . . . »
و از حسن نقل شده كه گفته است : با مشركان دست ندهيد ، و هر كه با آنها دست دهد بايد دست خود را بشويد ، و اين سخن موافق است با آنچه بزرگان گفتهاند : هر كه با كفار دست دهد و دست او تر باشد واجب است دست خود را بشويد ، و اگر دستش خشك باشد آن را به ديوار بمالد ، و دستهء ديگر گفتهاند : اينكه خدا آنها را نجس خوانده براى اعتقاد و رفتار و گفتار منحرف و ناپسند آنها است ، و از اينرو براى كافران ذمى ورود در مساجد را جايز دانستهاند ، و تنها براى انجام عمل حج ورود به مكه را براى آنها جايز ندانستهاند .
قتاده گفته : اينكه خداوند آنها را نجس ناميده بخاطر آن است كه آنها غسل جنابت نميكنند و براى حدث وضوء نميگيرند ، و از اين جهت ورود آنها به مسجد حرام است ، بخاطر آنكه ورود جنب به مسجد حرام است .
« وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً »
يعنى اگر از فقر و احتياج بترسيد ، و اين بدانجهت بوده كه ميترسيدند با جلوگيرى مشركان از دخول حرم لطمهء بتجارت و كسب آنها بخورد .
« فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ . . . »
يعنى خدا اگر بخواهد از راه ديگرى شما را بىنياز و توانگر خواهد كرد ، و از روى رحمت خويش مردم ساير شهرها را وادار كند تا خواروبار به مكه بياورند . مقاتل گفته : پس از منع دخول مشركين به مكه مردم نجدة و صنعاء و جرش از يمن مسلمان شدند و بوسيلهء شتران و چهار پايان ديگر خوراكى به مكه حمل ميكردند ، و بدين ترتيب خداوند ترس آنان را از اين ناحيه بر طرف كرد .
و برخى گفتهاند : معناى آيه اين است كه خدا بوسيلهء جزيه ( باج و خراجى ) كه از اهل كتاب ميگيريد شما را توانگر سازد ، و برخى گفتهاند : بوسيلهء باران و گياه ، و ديگرى گفته با غنائم جنگى .
و اينكه اين موضوع را خداوند بمشيت و ارادهء خود معلق كرد يا بخاطر آنست